charms and elegance
جاذبه و ظرافت
charming smile
لبخند جذاب
charms bracelet
دستبند با آویز
charmed life
زندگی با سعادت
charming personality
شخصیت جذاب
charms necklace
گردنبند با آویز
charming town
شهر جذاب
charmed me
من را مجذوب کرد
casting charms
ساختن آویز
full of charms
پر از جاذبه
the antique shop was full of charms and curiosities.
فروشگاه عتیقهفروشی پر از جذابیتها و اشیاء عجیب و غریب بود.
she wore a charm bracelet with various trinkets.
او یک دستبند با طلسم و اشیاء کوچک مختلف به دست داشت.
the city has a unique charm that draws visitors in.
شهر دارای یک جذابیت منحصر به فرد است که بازدیدکنندگان را به خود جذب می کند.
he tried to charm her with his witty conversation.
او سعی کرد او را با صحبت های باهوش خود مجذوب کند.
the old house held a certain rustic charm.
خانه قدیمی دارای نوعی جذابیت روستایی بود.
the speaker’s charm captivated the audience.
جذابیت سخنران مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the landscape’s charm is undeniable in the springtime.
جذابیت منظره در بهار غیرقابل انکار است.
he lost the charm he’d had as a child.
او جذابیت دوران کودکی خود را از دست داد.
the hotel’s charm lay in its historic details.
جذابیت هتل در جزئیات تاریخی آن نهفته بود.
she added a lucky charm to her keychain.
او یک طلسم خوش شانس به دسته کلید خود اضافه کرد.
the garden’s charm was enhanced by the flowers.
جذابیت باغ با گل ها افزایش یافته بود.
charms and elegance
جاذبه و ظرافت
charming smile
لبخند جذاب
charms bracelet
دستبند با آویز
charmed life
زندگی با سعادت
charming personality
شخصیت جذاب
charms necklace
گردنبند با آویز
charming town
شهر جذاب
charmed me
من را مجذوب کرد
casting charms
ساختن آویز
full of charms
پر از جاذبه
the antique shop was full of charms and curiosities.
فروشگاه عتیقهفروشی پر از جذابیتها و اشیاء عجیب و غریب بود.
she wore a charm bracelet with various trinkets.
او یک دستبند با طلسم و اشیاء کوچک مختلف به دست داشت.
the city has a unique charm that draws visitors in.
شهر دارای یک جذابیت منحصر به فرد است که بازدیدکنندگان را به خود جذب می کند.
he tried to charm her with his witty conversation.
او سعی کرد او را با صحبت های باهوش خود مجذوب کند.
the old house held a certain rustic charm.
خانه قدیمی دارای نوعی جذابیت روستایی بود.
the speaker’s charm captivated the audience.
جذابیت سخنران مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the landscape’s charm is undeniable in the springtime.
جذابیت منظره در بهار غیرقابل انکار است.
he lost the charm he’d had as a child.
او جذابیت دوران کودکی خود را از دست داد.
the hotel’s charm lay in its historic details.
جذابیت هتل در جزئیات تاریخی آن نهفته بود.
she added a lucky charm to her keychain.
او یک طلسم خوش شانس به دسته کلید خود اضافه کرد.
the garden’s charm was enhanced by the flowers.
جذابیت باغ با گل ها افزایش یافته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید