charms

[ایالات متحده]/[tʃɑːmz]/
[بریتانیا]/[tʃɑːrmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که باور می‌شود دارای قدرت جادویی هستند یا جذاب هستند؛ قدرتی یا مهارتی که به کسی اجازه می‌دهد افراد را تحت تأثیر قرار دهد
v. تحت تأثیر قرار دادن یا جذب کردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

charms and elegance

جاذبه و ظرافت

charming smile

لبخند جذاب

charms bracelet

دستبند با آویز

charmed life

زندگی با سعادت

charming personality

شخصیت جذاب

charms necklace

گردنبند با آویز

charming town

شهر جذاب

charmed me

من را مجذوب کرد

casting charms

ساختن آویز

full of charms

پر از جاذبه

جملات نمونه

the antique shop was full of charms and curiosities.

فروشگاه عتیقه‌فروشی پر از جذابیت‌ها و اشیاء عجیب و غریب بود.

she wore a charm bracelet with various trinkets.

او یک دستبند با طلسم و اشیاء کوچک مختلف به دست داشت.

the city has a unique charm that draws visitors in.

شهر دارای یک جذابیت منحصر به فرد است که بازدیدکنندگان را به خود جذب می کند.

he tried to charm her with his witty conversation.

او سعی کرد او را با صحبت های باهوش خود مجذوب کند.

the old house held a certain rustic charm.

خانه قدیمی دارای نوعی جذابیت روستایی بود.

the speaker’s charm captivated the audience.

جذابیت سخنران مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the landscape’s charm is undeniable in the springtime.

جذابیت منظره در بهار غیرقابل انکار است.

he lost the charm he’d had as a child.

او جذابیت دوران کودکی خود را از دست داد.

the hotel’s charm lay in its historic details.

جذابیت هتل در جزئیات تاریخی آن نهفته بود.

she added a lucky charm to her keychain.

او یک طلسم خوش شانس به دسته کلید خود اضافه کرد.

the garden’s charm was enhanced by the flowers.

جذابیت باغ با گل ها افزایش یافته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید