entitles

[ایالات متحده]/ɪnˈtaɪtlz/
[بریتانیا]/ɪnˈtaɪtlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی حق انجام یا داشتن چیزی را می‌دهد؛ به چیزی عنوانی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

entitles you

به شما این حق را می‌دهد

entitles me

به من این حق را می‌دهد

entitles them

به آنها این حق را می‌دهد

entitles us

به ما این حق را می‌دهد

entitles one

به یک نفر این حق را می‌دهد

entitles students

به دانشجویان این حق را می‌دهد

entitles members

به اعضا این حق را می‌دهد

entitles employees

به کارمندان این حق را می‌دهد

entitles applicants

به متقاضیان این حق را می‌دهد

entitles holders

به دارندگان این حق را می‌دهد

جملات نمونه

his achievements entitle him to a scholarship.

دستاوردهای او او را واجد شرایط دریافت بورسیه می‌کند.

this ticket entitles you to free entry.

این بلیط شما را به ورود رایگانان واجد شرایط می‌کند.

the law entitles citizens to vote.

قانون شهروندان را به حق رأی واجد شرایط می‌کند.

her promotion entitles her to a higher salary.

ارتقای او او را به حقوق بالاتر واجد شرایط می‌کند.

membership entitles you to exclusive discounts.

عضویت شما را به تخفیف‌های ویژه واجد شرایط می‌کند.

the policy entitles employees to paid leave.

این سیاست کارکنان را به مرخصی با حقوق واجد شرایط می‌کند.

his experience entitles him to lead the project.

تجربه او او را به رهبری پروژه واجد شرایط می‌کند.

this agreement entitles both parties to compensation.

این توافقنامه هر دو طرف را به دریافت غرامت واجد شرایط می‌کند.

her degree entitles her to apply for advanced positions.

مدرک او او را به درخواست برای موقعیت‌های پیشرفته واجد شرایط می‌کند.

the program entitles participants to additional training.

این برنامه شرکت‌کنندگان را به آموزش‌های بیشتر واجد شرایط می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید