gives

[ایالات متحده]/[ɡɪv]/
[بریتانیا]/[ɡɪv]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور آزادانه انتقال دادن چیزی به کسی؛ تحویل دادن؛ فراهم کردن یا عرضه کردن؛ اجازه دادن یا مجاز دانستن؛ تسلیم شدن یا پذیرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

gives me hope

امید می‌دهد

gives a try

سعی می‌کند

gives away

هدیه می‌دهد

gives off

منتشر می‌کند

gives in

تسلیم می‌شود

gives back

برمی‌گرداند

gives notice

اطلاع می‌دهد

gives time

زمان می‌دهد

gives pleasure

لذت می‌دهد

gives reason

دلیلی می‌دهد

جملات نمونه

the museum gives free tours every saturday.

موزه هر شنبه تورهای رایگان ارائه می‌دهد.

my dad gives me great advice about my career.

پدرم در مورد شغل من به من مشاوره عالی می‌دهد.

the company gives employees generous benefits packages.

شرکت بسته‌های مزایای سخاوتمندانه به کارمندان ارائه می‌دهد.

she gives off a really positive and friendly vibe.

او حال و هوای بسیار مثبت و دوستانه دارد.

the recipe gives clear instructions for baking the cake.

دستور غذا دستورالعمل‌های واضحی برای پخت کیک ارائه می‌دهد.

he gives a lot of credit to his team for the success.

او به دلیل موفقیت، اعتبار زیادی به تیم خود می‌دهد.

the news gives a detailed account of the events.

اخبار شرح مفصلی از وقایع ارائه می‌دهد.

the software gives you the ability to customize settings.

نرم‌افزار به شما این امکان را می‌دهد که تنظیمات را سفارشی کنید.

the teacher gives students ample opportunity to ask questions.

معلم فرصت‌های فراوانی برای پرسیدن سؤال به دانش‌آموزان می‌دهد.

the old house gives a sense of history and charm.

خانه قدیمی حس تاریخ و جذابیت را القا می‌کند.

the government gives subsidies to support renewable energy.

دولت برای حمایت از انرژی‌های تجدیدپذیر، یارانه‌ها ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید