urgent entreaties
توسلهای فوری
heartfelt entreaties
توسلهای قلبی
final entreaties
توسلهای نهایی
desperate entreaties
توسلهای ناامیدانه
repeated entreaties
توسلهای تکراری
pleading entreaties
توسلهای استمداد
persistent entreaties
توسلهای پیگیر
sincere entreaties
توسلهای صادقانه
emotional entreaties
توسلهای احساسی
gentle entreaties
توسلهای ملایم
his entreaties for help were finally heard.
درخواستهای او برای کمک سرانجام شنیده شد.
she made several entreaties to the committee for support.
او چندین درخواست به کمیته برای حمایت کرد.
the child's entreaties softened her heart.
درخواستهای کودک قلب او را نرم کرد.
they ignored his entreaties and continued their discussion.
آنها نادیده گرفتند درخواستهای او و بحث خود را ادامه دادند.
despite her entreaties, he refused to change his mind.
با وجود درخواستهای او، او از تغییر نظر خود امتناع کرد.
the entreaties of the fans were met with silence.
درخواستهای طرفداران با سکوت مواجه شد.
his entreaties fell on deaf ears.
درخواستهای او به گوشهای کر برخورد کرد.
she made her entreaties with great sincerity.
او درخواستهای خود را با خلوص فراوان مطرح کرد.
they listened to his entreaties but took no action.
آنها به درخواستهای او گوش دادند اما هیچ اقدامی نکردند.
her entreaties for peace were echoed by many.
درخواستهای او برای صلح توسط بسیاری تکرار شد.
urgent entreaties
توسلهای فوری
heartfelt entreaties
توسلهای قلبی
final entreaties
توسلهای نهایی
desperate entreaties
توسلهای ناامیدانه
repeated entreaties
توسلهای تکراری
pleading entreaties
توسلهای استمداد
persistent entreaties
توسلهای پیگیر
sincere entreaties
توسلهای صادقانه
emotional entreaties
توسلهای احساسی
gentle entreaties
توسلهای ملایم
his entreaties for help were finally heard.
درخواستهای او برای کمک سرانجام شنیده شد.
she made several entreaties to the committee for support.
او چندین درخواست به کمیته برای حمایت کرد.
the child's entreaties softened her heart.
درخواستهای کودک قلب او را نرم کرد.
they ignored his entreaties and continued their discussion.
آنها نادیده گرفتند درخواستهای او و بحث خود را ادامه دادند.
despite her entreaties, he refused to change his mind.
با وجود درخواستهای او، او از تغییر نظر خود امتناع کرد.
the entreaties of the fans were met with silence.
درخواستهای طرفداران با سکوت مواجه شد.
his entreaties fell on deaf ears.
درخواستهای او به گوشهای کر برخورد کرد.
she made her entreaties with great sincerity.
او درخواستهای خود را با خلوص فراوان مطرح کرد.
they listened to his entreaties but took no action.
آنها به درخواستهای او گوش دادند اما هیچ اقدامی نکردند.
her entreaties for peace were echoed by many.
درخواستهای او برای صلح توسط بسیاری تکرار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید