entreaties

[ایالات متحده]/ɪnˈtriːtiz/
[بریتانیا]/ɪnˈtriːtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخواست‌ها یا تقاضاهایی که به طور جدی مطرح می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

urgent entreaties

توسل‌های فوری

heartfelt entreaties

توسل‌های قلبی

final entreaties

توسل‌های نهایی

desperate entreaties

توسل‌های ناامیدانه

repeated entreaties

توسل‌های تکراری

pleading entreaties

توسل‌های استمداد

persistent entreaties

توسل‌های پیگیر

sincere entreaties

توسل‌های صادقانه

emotional entreaties

توسل‌های احساسی

gentle entreaties

توسل‌های ملایم

جملات نمونه

his entreaties for help were finally heard.

درخواست‌های او برای کمک سرانجام شنیده شد.

she made several entreaties to the committee for support.

او چندین درخواست به کمیته برای حمایت کرد.

the child's entreaties softened her heart.

درخواست‌های کودک قلب او را نرم کرد.

they ignored his entreaties and continued their discussion.

آنها نادیده گرفتند درخواست‌های او و بحث خود را ادامه دادند.

despite her entreaties, he refused to change his mind.

با وجود درخواست‌های او، او از تغییر نظر خود امتناع کرد.

the entreaties of the fans were met with silence.

درخواست‌های طرفداران با سکوت مواجه شد.

his entreaties fell on deaf ears.

درخواست‌های او به گوش‌های کر برخورد کرد.

she made her entreaties with great sincerity.

او درخواست‌های خود را با خلوص فراوان مطرح کرد.

they listened to his entreaties but took no action.

آنها به درخواست‌های او گوش دادند اما هیچ اقدامی نکردند.

her entreaties for peace were echoed by many.

درخواست‌های او برای صلح توسط بسیاری تکرار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید