entreaty

[ایالات متحده]/ɪnˈtriːti/
[بریتانیا]/ɪnˈtriːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخواست جدی؛ خواهش.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

earnest entreaty

التماس جدی

جملات نمونه

The tyrant was deaf to the entreaties of the slaves.

ظالم به خواهش‌های بردگان بی‌توجه بود.

The murderer’s entreaties for mercy availed to nothing.

التماس‌های قاتل برای بخشش بی‌فایده بود.

He began with entreaties and ended with a threat.

او با خواهش شروع کرد و با تهدید پایان داد.

She made an entreaty for more time to complete the project.

او برای داشتن زمان بیشتر برای تکمیل پروژه درخواست کرد.

His entreaty for forgiveness fell on deaf ears.

خواهش او برای بخشش بی اثر بود.

The beggar's entreaty for food touched the passerby's heart.

خواهش گدا برای غذا قلب رهگذر را لمس کرد.

I ignored his entreaty to lend him money.

من درخواست او برای قرض دادن پول به او را نادیده گرفتم.

The prisoner's entreaty for a lighter sentence was denied.

درخواست زندانی برای کاهش مجازات رد شد.

Her entreaty for help was met with immediate action.

خواهش او برای کمک با اقدام فوری مواجه شد.

The entreaty of the child for a puppy was finally granted.

خواهش کودک برای یک توله سگ سرانجام برآورده شد.

The entreaty of the villagers for clean water was heard by the authorities.

خواهش اهالی روستا برای آب تمیز توسط مقامات شنیده شد.

He made an entreaty to his boss for a raise in salary.

او برای افزایش حقوق به رئیس خود درخواست کرد.

Despite her entreaty, he decided to leave for good.

با وجود خواهش او، او تصمیم گرفت برای همیشه برود.

نمونه‌های واقعی

Would they give in to the North Korean entreaties to loosen sanctions?

آیا آنها تسلیم درخواست‌های کره شمالی برای کاهش تحریم‌ها خواهند شد؟

منبع: New York Times

Not reasoning; not remonstrance; not entreaty wilt thou hearken to; all this thou scornest.

استدلال نکن؛ اعتراض نکن؛ به التماس‌ها گوش نده؛ تو همه اینها را تحقیر می‌کنی.

منبع: Moby-Dick

The Turkish authorities are using a mix of entreaty and threats to ensure they get what they want.

مقامات ترکیه از ترکیبی از التماس و تهدید برای اطمینان از گرفتن خواسته‌های خود استفاده می‌کنند.

منبع: The Economist - Arts

Mr. Dimmesdale gently repelled their entreaties.

آقای دیمس‌دیل به آرامی از التماس‌های آنها امتناع کرد.

منبع: Red characters

I seconded my tutor's entreaties, and M. d'Anquetil consented to free the prisoner.

من از التماس‌های معلمم حمایت کردم و آقای دانکتيل موافقت کرد که زندانی را آزاد کند.

منبع: Goose Palm Queen Barbecue Restaurant (Part 2)

But I feel that God does not grant sunshine or rain to our importunate entreaties.

اما احساس می‌کنم که خدا آفتاب یا باران را به التماس‌های مکرر ما نمی‌بخشد.

منبع: The Sorrows of Young Werther

Lorenzo suffered himself to be prevailed upon by Don Raymond's entreaties.

لورنزو اجازه داد که تحت تأثیر التماس‌های دون رامون قرار گیرد.

منبع: Monk (Part 1)

Threats and entreaties would not move her.

تهدیدها و التماس‌ها او را تکان نمی‌داد.

منبع: Murder at the golf course

If you and your bed still held any charms for me, no looks and no entreaties could keep me away.

اگر شما و تخت شما هنوز برای من هر گونه جادویی داشتید، هیچ نگاه و التمسی نمی‌توانست مرا دور نگه دارد.

منبع: Gone with the Wind

We have entreated and our entreaties have been disregarded.

ما التماس کرده‌ایم و التماس‌های ما نادیده گرفته شده است.

منبع: American history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید