slur

[ایالات متحده]/slɜː(r)/
[بریتانیا]/slɜːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نادیده گرفتن; به سرعت نگاهی انداختن; به وضوح تلفظ نکردن; افترا زدن
vi. به وضوح تلفظ نکردن; به سرعت نوشتن
n. لکه; افترا; توهین (نوت نویسی موسیقی)
Word Forms
شکل سوم شخص مفردslurs
صفت یا فعل حال استمراریslurring
زمان گذشتهslurred
قسمت سوم فعلslurred
جمعslurs

عبارات و ترکیب‌ها

racial slur

اظهارات تحقیرآمیز نژادی

homophobic slur

توهین همجنس‌گرا

sexist slur

توهین جنسیتی

جملات نمونه

try and slur the integrity of the police to secure an acquittal.

تلاش کنید و یکپارچگی پلیس را تخریب کنید تا از تبرئه شود.

the comments were a slur on staff at the hospital.

اظهارات توهینی به کارکنان بیمارستان بود.

there was a mean slur in his voice.

درصدای او لحنی توهین‌آمیز وجود داشت.

Don't slur my brother's reputation!

لطفاً اعتبار برادرم را زیر سوال نبريد!

He took the remarks as a slur on his reputation.

او این نظرات را به عنوان توهینی به اعتبار خود تلقی کرد.

His comments cast a slur on the integrity of his employees.

اظهارات او به یکپارچگی کارمندانش توهین کرد.

aspersion, calumny, defame, denigrate, discredit, libel, malign, slander, slur, stigmatise, traduce, vilify.

توهین، افترا، بدنام کردن، تحقیر، بی‌اعتبار کردن، افتراپراکنی، بدگویی، تهمت، لکه، انگ زدن، بدنام کردن، تحقیر کردن.

Has no slander on his tongue, who does his neighbor no wrong and casts no slur on his fellowman,

هیچ کس در زبانش افترا ندارد، کسی که به همسایه اش بدی نمی کند و به هم نوع خود توهین نمی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید