envelopment

[ایالات متحده]/ɪnˈvɛləpmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈvɛləpmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیچیدن یا محصور کردن چیزی؛ پوشش یا پاکت؛ حالت محصور بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

full envelopment

احاطه کامل

tactical envelopment

احاطه تاکتیکی

envelopment strategy

استراتژی محاصره

envelopment maneuver

حرکت محاصره‌ای

defensive envelopment

محاصره دفاعی

envelopment attack

حمله محاصره‌ای

complete envelopment

احاطه کامل

flanking envelopment

محاصره طنابی

envelopment force

نیروی محاصره

rapid envelopment

محاصره سریع

جملات نمونه

the envelopment of the city in fog created a mysterious atmosphere.

پوشش شهر در مه، فضایی مرموز ایجاد کرد.

they used a special envelopment to protect the fragile items during shipping.

آنها از یک پوشش ویژه برای محافظت از اقلام شکننده در هنگام حمل و نقل استفاده کردند.

the envelopment of the project in secrecy raised many questions.

پوشش پروژه در خفا، سوالات زیادی را ایجاد کرد.

her envelopment in the community service project was commendable.

شرکت او در پروژه خدمات اجتماعی قابل تحسین بود.

the envelopment of the landscape with flowers made the park more attractive.

پوشش مناظر با گل، پارک را جذاب تر کرد.

the envelopment of the sound in the concert hall was exceptional.

پوشش صدا در تالار کنسرت استثنایی بود.

he felt a sense of envelopment in the warm embrace of his family.

او احساس کرد که در آغوش گرم خانواده‌اش در بر گرفته شده است.

the envelopment of the building in scaffolding was temporary.

پوشش ساختمان با داربست موقت بود.

during winter, the envelopment of snow transforms the landscape.

در طول زمستان، پوشش برف، چشم انداز را تغییر می دهد.

the envelopment of the new policy was met with mixed reactions.

پوشش سیاست جدید با واکنش های مختلط روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید