mantle

[ایالات متحده]/'mænt(ə)l/
[بریتانیا]/'mæntl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش; لایه بین پوسته زمین و هسته; شنل
v. پوشاندن; پنهان کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلmantled
شکل سوم شخص مفردmantles
زمان گذشتهmantled
جمعmantles
صفت یا فعل حال استمراریmantling

عبارات و ترکیب‌ها

mantle of responsibility

بار مسئولیت

royal mantle

شنل سلطنتی

upper mantle

شنل بالایی

mantle plume

نقطه داغ گوشواره‌ای

mantle convection

همرفت گوشواره

lower mantle

شنل پایینی

mantle rock

سنگ گوشواره‌ای

earth mantle

شنل زمین

جملات نمونه

The earth bore a thick green mantle of vegetation.

زمین دارای یک پوشش سبز و ضخیم گیاهی بود.

a face that was mantled in joy.

چهره‌ای که با شادی پوشیده شده بود.

Clouds mantled the moon.

ابرها ماه را پوشاندند.

The champagne mantled in the glass.

شامپاین در لیوان سرریز کرد.

Snow mantled the trees.

برف درختان را پوشاند.

The mesosphere comprises the rest of the mantle below the asthenosphere.

مزواره بقیه گوشته زیر آستنواره را تشکیل می دهد.

a boulder mantled with moss;

سنگی که با خزه‌های پوشیده شده است.

the houses were covered with a thick mantle of snow.

خانه ها با یک پوشش ضخیم برف پوشیده شده بودند.

heavy mists mantled the forested slopes.

مه‌های غلیظ دامنه جنگلی را پوشانده بودند.

a warm pink mounted to the girl's cheeks and mantled her brow.

یک رنگ صورتی گرم به گونه های دختر رسید و پیشانی او را پوشاند.

Due to overpumping groundwater, hazard of mantled karst collapse may often take place there.

به دلیل برداشت بیش از حد آب‌های زیرزمینی، خطر ریزش کارست پوشیده ممکن است اغلب در آنجا رخ دهد.

The Ophiolite massifs are composed of mantle peridotite that is mainly harzburgite and dunite, and lacked of crust magmatite within the typical Ophiolite suite.

توده های افیولیت از پرidotite گوشتاره ای تشکیل شده اند که عمدتاً هرزبرگیت و دانیت هستند و فاقد سنگ ماگماتیک پوسته در مجموعه معمول افیولیت هستند.

A rigid and light mantle joins tightly between the geophone body and its tailcone, combining with the tailcone, to form a device called geophone seat.

یک پوشش سخت و سبک به طور محکم بین بدنه گوشی زمین و مخروط دم آن متصل می‌شود و با مخروط دم، دستگاهی به نام صندلی گوشی زمین را تشکیل می‌دهد.

Under the action of "Emei mantle plume" and the extension of "Emei Taphrogeny",the Tarim-Yangtze Paleocontinent diverged and separated.

تحت تأثیر "نواحی پوششی اِمِی" و گسترش "تپروژنی اِمِی"، تاریم-یانگتزه پالئوکانتیننت واگرا و جدا شد.

In the depth, the rheosphere is some shallower and leithosphere is thiner than other regions, where thermal material from upper mantle gushed up and caused Mohole uplifting.

در اعماق، رهاسفر شکننده‌تر و لیتوسفر نازک‌تر از سایر مناطق است، جایی که مواد گرمایی از گوشته بالایی فوران کرده و باعث بالا آمدن موهول شد.

Hence, for the minerals to be analyzed in some rocks, when there are all sorts of genesis with xenolith, magma, mantle and so on in them,the age of a certain single event can be respectively got.

بنابراین، برای تجزیه و تحلیل مواد معدنی در برخی از سنگ‌ها، زمانی که انواع مختلفی از پیدایش با کسنولیت، ماگما، گوشته و غیره وجود دارد، می‌توان سن یک رویداد خاص را به ترتیب به دست آورد.

Volcanic rocks of Tamulangou-Jixiangfeng cycle in Late Jurassic are alkaline-subalkaline series, and they derived from upper-mantle and were contaminated by continental crust materials.

صخره های آتشفشانی دوره ژوراسیک میانی در چرخه تاملانگوی-جی شیانگ فنگ، سری قلیایی-زیر قلیایی هستند و از گوشه بالایی زمین و مواد پوسته قاره مشتق شده اند.

We are pleased to notify you that the whole of their extensive stock of silks velvets, ribbons, mantles, shawls, woollen and cotton goods. haberdashery, is now on sale at prime cost.

ما از اطلاع شما خرسندیم که کل مجموعه گسترده آنها از ابریشم، مخمل، روبان، شنل، شال، محصولات پشمی و نخی، خیاطی، اکنون با قیمت اصلی به فروش می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید