epiphytic

[ایالات متحده]/ˌɛpɪˈfɪtɪk/
[بریتانیا]/ˌɛpɪˈfɪtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال رشد بر روی سطح یک گیاه؛ مربوط به اپی‌فیت‌ها یا موجودات ساکن سطح

عبارات و ترکیب‌ها

epiphytic plants

گیاهان اپیفیتی

epiphytic orchids

سرخس‌های اپیفیتی

epiphytic moss

سرپای اپیفیتی

epiphytic growth

رشد اپیفیتی

epiphytic species

گونه‌های اپیفیتی

epiphytic lifestyle

سبک زندگی اپیفیتی

epiphytic algae

جلبک‌های اپیفیتی

epiphytic environment

محیط اپیفیتی

epiphytic habit

عادت اپیفیتی

epiphytic community

جامعه اپیفیتی

جملات نمونه

epiphytic plants thrive on the branches of trees.

گیاهان اپیفیتی روی شاخه‌های درختان رشد می‌کنند.

many orchids are epiphytic and require special care.

بسیاری از ارکیده‌ها اپیفیتی هستند و نیاز به مراقبت ویژه دارند.

epiphytic mosses can be found in tropical rainforests.

سرخس‌های اپیفیتی را می‌توان در جنگل‌های بارانی استوایی یافت.

some epiphytic species rely on rainwater for nutrients.

برخی از گونه‌های اپیفیتی برای دریافت مواد مغذی به آب باران متکی هستند.

epiphytic ferns add beauty to the forest canopy.

سرخس‌های اپیفیتی زیبایی را به سقف جنگل اضافه می‌کنند.

understanding epiphytic ecosystems is important for conservation.

درک اکوسیستم‌های اپیفیتی برای حفظ محیط زیست مهم است.

some epiphytic cacti can survive in arid conditions.

برخی از ساکولنت‌های اپیفیتی می‌توانند در شرایط خشک زنده بمانند.

epiphytic growth can indicate a healthy environment.

رشد اپیفیتی می‌تواند نشان‌دهنده یک محیط سالم باشد.

gardeners often cultivate epiphytic plants in hanging baskets.

باغبانان اغلب گیاهان اپیفیتی را در سبدهای آویزان پرورش می‌دهند.

epiphytic species play a crucial role in their habitats.

گونه‌های اپیفیتی نقش مهمی در زیستگاه خود ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید