erupting

[ایالات متحده]/ɪˈrʌptɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈrʌptɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان بروز کردن; فوران کردن; به شدت پاشیدن یا تخلیه کردن; در یک جوش ظاهر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

erupting volcano

آتشفشان در حال فوران

erupting emotions

احساسات در حال فوران

erupting conflict

درگیری در حال فوران

erupting anger

خشم در حال فوران

erupting laughter

خنده های انفجاری

erupting passion

شور و اشتیاق در حال فوران

erupting ideas

ایده های انفجاری

erupting creativity

خلاقیت در حال فوران

erupting protests

اعتراضات در حال فوران

erupting tension

تشدید تنش

جملات نمونه

the volcano is erupting with great force.

آتشفشان با قدرت زیاد فوران می کند.

emotions were erupting during the heated discussion.

احساسات در طول بحث داغ فوران می کردند.

the crowd erupted in cheers when the team won.

وقتی تیم برنده شد، جمعیت با تشویغ فوران کردند.

new ideas are erupting in the field of technology.

ایده های جدید در زمینه فناوری فوران می کنند.

her anger erupted unexpectedly during the meeting.

خشم او به طور غیرمنتظره ای در طول جلسه فوران کرد.

the protestors were erupting with frustration.

تظاهرکنندگان با ناامیدی فوران می کردند.

the fireworks erupted in a dazzling display.

آتش بازی ها در یک نمایش خیره کننده فوران کردند.

rumors began erupting after the announcement.

پس از اعلام، شایعات شروع به فوران کردند.

his creativity is erupting in this new project.

خلاقیت او در این پروژه جدید فوران می کند.

the debate erupted into a full-blown argument.

بحث به یک بحث تمام عیار تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید