immortally

[ایالات متحده]/ɪˈmɔːtəli/
[بریتانیا]/ɪˈmɔrtəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که تحت تأثیر مرگ یا فساد قرار نگیرد؛ برای همیشه؛ به طور ابدی؛ بی‌نهایت؛ بدون حد و مرز

عبارات و ترکیب‌ها

immortally yours

برای همیشه مال شما

immortally loved

برای همیشه دوست داشتنی

immortally bound

برای همیشه متعهد

immortally free

برای همیشه آزاد

immortally cherished

برای همیشه گرامی

immortally remembered

برای همیشه به یاد ماندنی

immortally inspired

برای همیشه الهام بخش

immortally connected

برای همیشه مرتبط

immortally significant

برای همیشه مهم

immortally radiant

برای همیشه درخشان

جملات نمونه

her legacy will live on immortally in the hearts of many.

میراث او برای همیشه در دل بسیاری جاودانه خواهد ماند.

the artist's work is considered immortally beautiful.

اثر هنرمند به طور جاودانه ای زیبا در نظر گرفته می شود.

he spoke immortally about the wonders of the universe.

او جاودانه در مورد شگفتی های جهان صحبت کرد.

in literature, some characters are portrayed immortally.

در ادبیات، برخی از شخصیت ها به طور جاودانه به تصویر کشیده می شوند.

her story is told immortally through generations.

داستان او برای همیشه در طول نسل ها تعریف می شود.

the philosopher's ideas resonate immortally with humanity.

ایده های فیلسوف به طور جاودانه با انسانیت همخوانی دارد.

the song captures feelings that are immortally relatable.

این آهنگ احساساتی را به تصویر می کشد که به طور جاودانه ای قابل ارتباط هستند.

some love stories are told immortally in movies.

برخی از داستان های عاشقانه به طور جاودانه در فیلم ها تعریف می شوند.

his contributions to science are recognized immortally.

سهم او در علم به طور جاودانه به رسمیت شناخته می شود.

she believed that true love exists immortally.

او معتقد بود که عشق واقعی جاودانه وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید