evisceration

[ایالات متحده]/[ɪˌvɪsərˈeɪʃən]/
[بریتانیا]/[ɪˌvɪsərˈeɪʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جراحی حذف اندام‌های داخلی یک اتاق بدن؛ حذف یا نشان دادن کامل چیزی به طور خشن.
v. حذف اندام‌های داخلی از (یک بدن)؛ نشان دادن یا آشکار کردن چیزی به طور کامل.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

evisceration scene

سکانس خروج اندام‌ها

avoid evisceration

جلوگیری از خروج اندام‌ها

graphic evisceration

خروج اندام‌های گرافیکی

evisceration risk

خطر خروج اندام‌ها

post-evisceration care

مراقبت پس از خروج اندام‌ها

evisceration process

فرآیند خروج اندام‌ها

prevent evisceration

جلوگیری از خروج اندام‌ها

evisceration wounds

جراحی‌های خروج اندام‌ها

detailed evisceration

خروج اندام‌های جزئیات‌دار

جملات نمونه

the surgeon performed a meticulous evisceration to repair the internal damage.

جراح یک عمل جراحی دقیق از نوع اخراج اندام‌ها را انجام داد تا آسیب‌های داخلی را تعمیر کند.

the film depicted a scene of graphic evisceration, which was highly disturbing.

فیلم یک صحنه از نوع اخراج اندام‌های گرافیکی را نشان می‌داد که بسیار مخرب بود.

historical accounts detail the brutal evisceration of prisoners during wartime.

گزارش‌های تاریخی جزئیات اخراج اندام‌های خشونت‌آمیز زندانیان در زمان جنگ را توصیف می‌کنند.

the artist's work explored themes of vulnerability through the metaphor of evisceration.

کار هنرمند از طریق مفهوم اخراج اندام‌ها به بررسی مفاهیم حساسیت می‌پرداخت.

the political commentator criticized the government's evisceration of social programs.

کارگوی سیاسی اقدامات دولت در خنثی کردن برنامه‌های اجتماعی را مورد انتقاد قرار داد.

the company faced accusations of eviscerating its workforce to cut costs.

شرکت با اتهاماتی مواجه شد که کارکنانش را خنثی می‌کند تا هزینه‌ها را کاهش دهد.

the legal team argued that the contract had been effectively eviscerated by subsequent amendments.

تیم حقوقی استدلال کرد که قرارداد به واسطه اصلاحات بعدی به طور موثر خنثی شده است.

the critic described the novel's plot as an evisceration of classic tropes.

انتقادات‌گذار داستان را به عنوان یک خنثی‌سازی از مفاهیم کلاسیک توصیف کرد.

the corporation was accused of eviscerating environmental regulations for profit.

شرکت با اتهاماتی مواجه شد که قوانین محیط زیست را خنثی می‌کند تا سود کسب کند.

the speaker warned of the dangers of allowing the evisceration of democratic values.

سخنران هشدار داد که خطرات اجازه دادن به خنثی‌سازی ارزش‌های دموکراتیک را دارد.

the report highlighted the systematic evisceration of funding for public education.

گزارش روی خنثی‌سازی سیستماتیک بودجه‌های آموزش عمومی تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید