ex-

[ایالات متحده]/eks/
[بریتانیا]/eks/

ترجمه

prep. از، خارج از، دور از، به جز، فراتر از، سابق (استفاده شده قبل از اسم‌ها با یک خط تیره در کلمات ترکیبی)

عبارات و ترکیب‌ها

ex-wife

همسر سابق

ex-student

دانش‌آموز سابق

ex-employee

همکار سابق

ex-boyfriend

دوست پسر سابق

ex-girlfriend

دوست دختر سابق

ex-president

رئیس جمهور سابق

ex-colleague

همکار سابق

ex-partner

همکار سابق

جملات نمونه

the company underwent an ex-employee investigation.

شرکت یک تحقیق در مورد کارمند اخراج شده انجام داد.

he felt ex-communication from his family after the argument.

او پس از بحث با خانواده‌اش احساس طرد شد.

the building was an ex-factory converted into apartments.

ساختمان یک کارخانه سابق بود که به آپارتمان تبدیل شده بود.

she gave an ex-cellent presentation on the new product.

او یک ارائه عالی در مورد محصول جدید ارائه داد.

the ex-president delivered a speech to the nation.

رئیس جمهور سابق سخنرانی برای ملت ارائه داد.

it was an ex-tensive study of climate change effects.

این یک مطالعه گسترده در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی بود.

the museum displayed ex-quisite artifacts from ancient egypt.

موزه آثار باستانی مصر باستان را به نمایش گذاشت.

he had an ex-hilarating experience skydiving for the first time.

او برای اولین بار تجربه شیرجه زدن با چتر نجات بسیار هیجان انگیز داشت.

the project was an ex-pensive undertaking, but worth it.

این پروژه یک کار پرهزینه بود، اما ارزشش را داشت.

the ex-plorer documented his journey through the jungle.

کاوشگر سفر خود را از طریق جنگل مستند کرد.

the ex-ception to the rule was clearly stated in the document.

استثناء قانون به وضوح در سند ذکر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید