exacerbated

[ایالات متحده]/ɪɡˈzæs.ə.beɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪɡˈzæs.ɚ.beɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدتر یا شدیدتر شده

عبارات و ترکیب‌ها

exacerbated conditions

شرایط تشدید شده

exacerbated issues

مشکلات تشدید شده

exacerbated tensions

تنش‌های تشدید شده

exacerbated problems

مشکلات تشدید شده

exacerbated conflict

درگیری‌های تشدید شده

exacerbated symptoms

علائم تشدید شده

exacerbated situation

وضعیت تشدید شده

exacerbated crisis

بحران تشدید شده

exacerbated effects

اثرات تشدید شده

exacerbated risks

خطرات تشدید شده

جملات نمونه

the pandemic exacerbated the existing economic issues.

همه‌گیری مشکلات اقتصادی موجود را تشدید کرد.

his absence exacerbated the team's performance problems.

غیبت او مشکلات عملکردی تیم را تشدید کرد.

the drought exacerbated the water shortage in the region.

خشکسالی کمبود آب در منطقه را تشدید کرد.

the lack of resources exacerbated the crisis.

کمبود منابع بحران را تشدید کرد.

the conflict was exacerbated by misinformation.

درگیری‌ها به دلیل اطلاعات نادرست تشدید شد.

pollution exacerbated the health issues in the community.

آلودگی مشکلات بهداشتی در جامعه را تشدید کرد.

the delay in response exacerbated the situation.

تاخیر در پاسخگویی وضعیت را تشدید کرد.

stress can exacerbate existing mental health conditions.

استرس می‌تواند شرایط سلامت روان موجود را تشدید کند.

economic instability exacerbated social tensions.

ناپایداری اقتصادی تنش‌های اجتماعی را تشدید کرد.

the new policy exacerbated the divide between the two groups.

سیاست جدید شکاف بین دو گروه را تشدید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید