ameliorated

[ایالات متحده]/əˈmɛli.əˌreɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈmeːli.əˌreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v بهبود بخشیدن یا چیزی را بهتر کردن;; شدت چیزی ناخوشایند را کاهش دادن؛

عبارات و ترکیب‌ها

ameliorated the situation

شرایط را بهبود بخشید

significantly ameliorated conditions

شرایط را به طور قابل توجهی بهبود بخشید

ameliorated air quality

کیفیت هوای بهبود یافته

جملات نمونه

the new policy has ameliorated the situation.

وضعیت را بهبود بخشیده است.

his condition has been ameliorated by the medication.

وضعیت او با دارو بهبود یافته است.

the team worked hard to ameliorate the damage caused by the storm.

تیم سخت تلاش کرد تا خسارت ناشی از طوفان را بهبود بخشد.

her efforts helped ameliorate the tense atmosphere.

تلاش های او به بهبود فضای پرتنش کمک کرد.

the government implemented measures to ameliorate poverty.

دولت اقداماتی را برای کاهش فقر اجرا کرد.

the training program is designed to ameliorate employee skills.

برنامه آموزشی برای بهبود مهارت های کارکنان طراحی شده است.

regular exercise can ameliorate stress levels.

ورزش منظم می تواند سطح استرس را کاهش دهد.

the company took steps to ameliorate the negative publicity.

شرکت اقداماتی را برای کاهش تبلیغات منفی انجام داد.

the coach's guidance helped ameliorate their performance.

راهنمایی مربی به بهبود عملکرد آنها کمک کرد.

his apology helped ameliorate the situation between them.

ببخشیدگی او به بهبود وضعیت بین آنها کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید