excuses

[ایالات متحده]/ɪkˈskjuːzɪz/
[بریتانیا]/ɪkˈskjuːzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دلایل یا توجیهات؛ عذرخواهی‌ها؛ نمونه‌های ضعیف
v. بخشیدن؛ معاف کردن؛ اجازه دادن به خروج؛ توجیه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

make excuses

توجیه کردن

no excuses

هیچ بهانه‌ای

excuses matter

بهرانی مهم هستند

valid excuses

بهانه‌های معتبر

excuses only

فقط بهانه‌ها

excuses won't help

بهرانی کمک نمی‌کنند

excuses are lies

بهرانی دروغ هستند

excuses for failure

بهانه‌های شکست

excuses and reasons

بهرانی و دلایل

excuses don't count

بهرانی شمرده نمی‌شوند

جملات نمونه

he always makes excuses for being late.

او همیشه بهانه‌ای برای دیر رسیدن می‌گیرد.

stop making excuses and take responsibility.

دیگر بهانه‌گیری نکنید و مسئولیت را به عهده بگیرید.

she has a habit of using excuses to avoid confrontation.

او عادت دارد از بهانه‌ها برای اجتناب از رویارویی استفاده کند.

we need to stop giving excuses and start acting.

ما باید دست از بهانه‌گویی برداریم و شروع به عمل کنیم.

his excuses were not convincing at all.

بهانه‌های او اصلاً قانع‌کننده نبود.

they always find excuses to skip the meeting.

آنها همیشه بهانه‌ای برای ناتوانی در شرکت در جلسه پیدا می‌کنند.

excuses won't help you improve your skills.

بهانه‌ها به شما در بهبود مهارت‌هایتان کمک نخواهند کرد.

she apologized but still made excuses for her behavior.

او عذرخواهی کرد اما هنوز هم برای رفتارش بهانه‌هایی تراشید.

don't let excuses hold you back from success.

نگذارید بهانه‌ها شما را از موفقیت باز دارند.

he was full of excuses instead of solutions.

به جای راه‌حل، او پر از بهانه‌ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید