exfiltrate

[ایالات متحده]/ˈɛksfɪltreɪt/
[بریتانیا]/ˈɛksfɪltreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرار کردن از یک مکان، به ویژه به صورت مخفیانه

عبارات و ترکیب‌ها

exfiltrate data

خروج داده

exfiltrate information

خروج اطلاعات

exfiltrate files

خروج فایل‌ها

exfiltrate assets

خروج دارایی‌ها

exfiltrate personnel

خروج پرسنل

exfiltrate secrets

خروج اسرار

exfiltrate data securely

خروج امن داده

exfiltrate sensitive information

خروج اطلاعات حساس

exfiltrate from network

خروج از شبکه

exfiltrate evidence

خروج مدارک

جملات نمونه

the spies attempted to exfiltrate vital information from the enemy's database.

جاسوسان تلاش کردند اطلاعات حیاتی را از پایگاه داده دشمن خارج کنند.

the team was tasked to exfiltrate the assets before the deadline.

تیم وظیفه داشت دارایی‌ها را قبل از موعد مقرر خارج کند.

they planned to exfiltrate the data using a secure network.

آنها برنامه‌ریزی کردند داده‌ها را با استفاده از یک شبکه امن خارج کنند.

the operation aimed to exfiltrate personnel from hostile territory.

عملیات با هدف خارج کردن پرسنل از مناطق خصمانه بود.

they managed to exfiltrate the information without being detected.

آنها موفق شدند اطلاعات را بدون اینکه شناسایی شوند، خارج کنند.

exfiltrate the data quickly to avoid any security breaches.

داده‌ها را به سرعت خارج کنید تا از هرگونه نقض امنیتی جلوگیری شود.

the mission was to exfiltrate key witnesses from the area.

ماموریت خارج کردن شاهدان کلیدی از منطقه بود.

they developed a strategy to exfiltrate the information discreetly.

آنها یک استراتژی برای خارج کردن اطلاعات به طور مخفیانه توسعه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید