retire

[ایالات متحده]/rɪˈtaɪə(r)/
[بریتانیا]/rɪˈtaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. از شغل خود استعفا دادن؛ شغل خود را ترک کردن؛ از یک موقعیت کناره‌گیری کردن
vi. کناره‌گیری کردن؛ به تخت خواب رفتن.
Word Forms
قسمت سوم فعلretired
زمان گذشتهretired
شکل سوم شخص مفردretires
صفت یا فعل حال استمراریretiring

عبارات و ترکیب‌ها

retirement

بازنشستگی

retire from

بازنشستگی از

retire into oneself

به درون خود بازگشتن

جملات نمونه

retire to one's couch

رفتن به سمت مبل

to retire from the world

از دایره زندگی کناره گیری کردن

It was expedient to retire gracefully.

این رویکرد مناسب بود که با وقار بازنشسته شود.

retired but not inactive;

بازنشسته اما غیرفعال نه;

the Home Office retired him.

اداره امور داخلی او را بازنشسته کرد.

everyone retired early that night.

همه آن شب زود بازنشسته شدند.

this retired corner of the world.

این گوشه بازنشسته جهان.

he retired at sixty.

او در شصت سالگی بازنشسته شد.

retire from the world

از دایره زندگی کناره گیری کردن

retire under the age clause

بازنشستگی تحت بند سن

a retired veteran worker

یک کارگر بازنشسته کهنه کار

It is expedient that he should retire at once.

این مناسب است که او فوراً بازنشسته شود.

The girl student retired into herself.

دانشجوی دختر به درون خود فرو رفت.

a benevolent fund for retired actors

یک صندوق نیکو برای بازیگران بازنشسته

a retired senator who is still a force in national politics.

یک سناتور بازنشسته که هنوز هم یک نیروی فعال در سیاست ملی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید