expat

[ایالات متحده]/ˌeks'pæt/
[بریتانیا]/ˈɛksˈpet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تبعید از کشور خود، انکار ملیت، اخراج
n. کسی که در خارج از کشور زادگاهش زندگی می‌کند.
Word Forms
جمعexpats

عبارات و ترکیب‌ها

expatriate community

جامعه مهاجر

جملات نمونه

Many expats live in this city.

بسیاری از مهاجران در این شهر زندگی می کنند.

The expat community is very active here.

جامعه مهاجران در اینجا بسیار فعال است.

She works as an expat in a multinational company.

او به عنوان یک مهاجر در یک شرکت چند ملیتی کار می کند.

Expats often face challenges adapting to a new culture.

مهاجران اغلب با چالش سازگاری با فرهنگ جدید روبرو هستند.

He enjoys the expat lifestyle in Asia.

او از سبک زندگی مهاجران در آسیا لذت می برد.

The company provides relocation assistance for expats.

شرکت کمک هایجابجایی برای مهاجران ارائه می دهد.

Expats may experience homesickness while living abroad.

مهاجران ممکن است در هنگام زندگی در خارج از کشور دچار دلتنگی شوند.

The expat community organizes social events regularly.

جامعه مهاجران به طور منظم رویدادهای اجتماعی برگزار می کند.

She decided to become an expat for a new career opportunity.

او تصمیم گرفت به دلیل فرصت شغلی جدید به یک مهاجر تبدیل شود.

Expats often form strong bonds with fellow expatriates.

مهاجران اغلب پیوندهای قوی با سایر مهاجران برقرار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید