exteriors

[ایالات متحده]/ɪkˈstɪərɪəz/
[بریتانیا]/ɪkˈstɪriərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطوح یا ظواهر خارجی چیزی؛ مناظر یا چشم اندازهای بیرونی

عبارات و ترکیب‌ها

modern exteriors

نمای مدرن

stylish exteriors

نمای شیک

durable exteriors

نمای بادوام

elegant exteriors

نمای مجلل

colorful exteriors

نمای رنگارنگ

classic exteriors

نمای کلاسیک

luxurious exteriors

نمای لوکس

minimalist exteriors

نمای مینیمال

weathered exteriors

نمای فرسوده

inviting exteriors

نمای دعوت کننده

جملات نمونه

the exteriors of the buildings are stunning.

نماهای بیرونی ساختمان ها خیره کننده هستند.

we need to paint the exteriors before winter.

ما باید نمای بیرونی را قبل از زمستان رنگ کنیم.

the exteriors of the cars were polished to a shine.

نمای بیرونی خودروها به درخشانی صیقل داده شده بود.

architects often focus on both interiors and exteriors.

معماران اغلب بر هر دو داخلی و نمای بیرونی تمرکز می کنند.

the exteriors of the houses reflect their owners' personalities.

نمای بیرونی خانه ها منعکس کننده شخصیت صاحبانشان است.

they decided to renovate the exteriors of their property.

آنها تصمیم گرفتند نمای بیرونی ملک خود را بازسازی کنند.

exteriors can greatly influence a buyer's first impression.

نمای بیرونی می تواند تأثیر زیادی بر اولین برداشت خریدار داشته باشد.

she loves photographing the exteriors of historic buildings.

او عاشق عکاسی از نمای بیرونی ساختمان های تاریخی است.

the exteriors were designed to withstand harsh weather.

نمای بیرونی برای مقاومت در برابر آب و هوای سخت طراحی شده بود.

he prefers modern exteriors over traditional styles.

او نمای بیرونی مدرن را بر سبک های سنتی ترجیح می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید