interiors

[ایالات متحده]/ɪnˈtɪərɪəz/
[بریتانیا]/ɪnˈtɪrɪərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت‌های داخلی یک فضا؛ داخل یک کشور؛ امور داخلی یک ملت

عبارات و ترکیب‌ها

modern interiors

طراحی داخلی مدرن

luxury interiors

طراحی داخلی لوکس

minimalist interiors

طراحی داخلی مینیمال

rustic interiors

طراحی داخلی روستیک

contemporary interiors

طراحی داخلی معاصر

cozy interiors

طراحی داخلی دنج

elegant interiors

طراحی داخلی مجلل

bright interiors

طراحی داخلی روشن

open interiors

طراحی داخلی باز

vintage interiors

طراحی داخلی وینتج

جملات نمونه

many designers focus on creating beautiful interiors.

بسیاری از طراحان روی ایجاد فضاهای داخلی زیبا تمرکز می‌کنند.

the interiors of the new hotel are stunning.

فضای داخلی هتل جدید خیره‌کننده است.

she has a talent for decorating interiors.

او استعداد تزئین فضاهای داخلی را دارد.

modern interiors often feature minimalist designs.

فضاهای داخلی مدرن اغلب دارای طراحی‌های مینیمال هستند.

the interiors of the house were renovated last year.

فضای داخلی خانه سال گذشته بازسازی شد.

he specializes in eco-friendly interiors.

او در طراحی فضاهای داخلی سازگار با محیط زیست تخصص دارد.

they hired an expert to improve their interiors.

آنها برای بهبود فضاهای داخلی خود یک متخصص استخدام کردند.

color choices can greatly affect interiors.

انتخاب رنگ‌ها می‌تواند تأثیر زیادی بر فضاهای داخلی داشته باشد.

lighting plays a crucial role in enhancing interiors.

نورپردازی نقش مهمی در بهبود فضاهای داخلی دارد.

she loves to explore different styles of interiors.

او عاشق کشف سبک‌های مختلف فضاهای داخلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید