extirpate

[ایالات متحده]/'ekstɜːpeɪt/
[بریتانیا]/ˈɛkstɚˌpet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: به طور کامل نابود کردن، از بین بردن یا حذف کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریextirpating
شکل سوم شخص مفردextirpates
قسمت سوم فعلextirpated
زمان گذشتهextirpated

جملات نمونه

The police arrested dealers in an attempt to extirpate drug abuse.

پلیس دست Dealers را به منظور ریشه‌کنی سوء استفاده از مواد مخدر دستگیر کرد.

The government aims to extirpate corruption from the country.

دولت قصد دارد فساد را از کشور ریشه‌کنی کند.

Efforts are being made to extirpate invasive species from the ecosystem.

تلاش‌هایی برای ریشه‌کنی گونه‌های مهاجم از اکوسیستم در حال انجام است.

The organization's main goal is to extirpate poverty in the region.

هدف اصلی سازمان ریشه‌کنی فقر در منطقه است.

It is crucial to extirpate harmful practices that harm society.

ریشه‌کنی روش‌های مضر که به جامعه آسیب می‌رسانند بسیار مهم است.

The company needs to extirpate inefficiencies in its operations.

شرکت باید ناکارآمدی‌ها را در عملیات خود ریشه‌کنی کند.

The team worked tirelessly to extirpate errors in the project.

تیم بی‌وقفه برای ریشه‌کنی خطاها در پروژه تلاش کرد.

The authorities are determined to extirpate drug trafficking in the region.

مقامات مصمم به ریشه‌کنی قاچاق مواد مخدر در منطقه هستند.

Education is a powerful tool to extirpate ignorance.

آموزش ابزاری قدرتمند برای ریشه‌کنی نادانی است.

The community came together to extirpate violence from their neighborhood.

جامعه برای ریشه‌کنی خشونت از محله خود گرد هم آمد.

The initiative aims to extirpate discrimination based on gender.

این طرح با هدف ریشه‌کنی تبعیض بر اساس جنسیت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید