extirpated

[ایالات متحده]/ˈɛkstəpeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɛkstəˌpeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کامل نابود شده یا حذف شده؛ ریشه‌کن شده یا از بین رفته

عبارات و ترکیب‌ها

extirpated species

گونه‌های ریشه‌کنی‌شده

extirpated populations

جمعیت‌های ریشه‌کنی‌شده

extirpated pests

آفات ریشه‌کنی‌شده

extirpated diseases

بیماری‌های ریشه‌کنی‌شده

extirpated plants

گیاهان ریشه‌کنی‌شده

extirpated animals

حیوانات ریشه‌کنی‌شده

extirpated regions

مناطق ریشه‌کنی‌شده

extirpated threats

تهدیدهای ریشه‌کنی‌شده

extirpated habitats

زیستگاه‌های ریشه‌کنی‌شده

جملات نمونه

the invasive species was extirpated from the region.

گونه مهاجم از منطقه ریشه کنده شد.

efforts were made to extirpate the disease from the population.

تلاش‌هایی برای ریشه‌کنی بیماری از جمعیت انجام شد.

the government aims to extirpate poverty within the next decade.

دولت قصد دارد فقر را در دهه‌ی آینده ریشه‌کنی کند.

they worked tirelessly to extirpate corruption from the system.

آنها بی‌وقفه برای ریشه‌کنی فساد از سیستم تلاش کردند.

many species have been extirpated due to habitat loss.

بسیاری از گونه‌ها به دلیل از دست رفتن زیستگاه ریشه‌کنی شده‌اند.

the activists are determined to extirpate human trafficking.

فعالین مصمم به ریشه‌کنی قاچاق انسان هستند.

efforts to extirpate the weed have been largely successful.

تلاش‌ها برای ریشه‌کنی علف هرز تا حد زیادی موفقیت‌آمیز بوده است.

she believes education can help extirpate ignorance.

او معتقد است که آموزش می‌تواند به ریشه‌کنی نادانی کمک کند.

the organization seeks to extirpate violence against women.

سازمان به دنبال ریشه‌کنی خشونت علیه زنان است.

they are planning a campaign to extirpate littering in the community.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای یک کمپین برای ریشه‌کنی زباله‌ریزی در جامعه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید