extirpating

[ایالات متحده]/ˈɛkstəpeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛkstəˌpeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ریشه‌کن کردن یا به‌طور کامل نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

extirpating weeds

ریشه کنی علف‌های هرز

extirpating disease

ریشه کنی بیماری

extirpating pests

ریشه کنی آفات

extirpating corruption

ریشه کنی فساد

extirpating roots

ریشه کنی ریشه‌ها

extirpating errors

ریشه کنی خطاها

extirpating threats

ریشه کنی تهدیدها

extirpating violence

ریشه کنی خشونت

extirpating ignorance

ریشه کنی نادانی

extirpating habits

ریشه کنی عادت‌ها

جملات نمونه

extirpating invasive species is crucial for preserving local ecosystems.

حذف گونه‌های مهاجم برای حفظ اکوسیستم‌های محلی بسیار مهم است.

the government is focused on extirpating poverty in rural areas.

دولت بر ریشه‌کنی فقر در مناطق روستایی متمرکز است.

extirpating corruption from the system requires strong leadership.

حذف فساد از سیستم نیاز به رهبری قوی دارد.

scientists are working on extirpating diseases that affect crops.

دانشمندان در حال کار بر روی حذف بیماری‌هایی هستند که بر محصولات کشاورزی تأثیر می‌گذارند.

extirpating harmful bacteria can improve public health.

حذف باکتری‌های مضر می‌تواند سلامت عمومی را بهبود بخشد.

the organization is dedicated to extirpating human trafficking.

این سازمان به حذف قاچاق انسان اختصاص داده شده است.

extirpating misinformation is essential for a healthy democracy.

حذف اطلاعات نادرست برای یک دموکراسی سالم ضروری است.

they are focusing on extirpating the root causes of violence.

آنها بر ریشه‌کنی علل ریشه‌ای خشونت تمرکز دارند.

extirpating outdated practices can lead to better efficiency.

حذف روش‌های قدیمی می‌تواند منجر به بهبود کارایی شود.

the campaign aims at extirpating illiteracy in the community.

این کمپین بر ریشه‌کنی بی‌سوادى در جامعه هدف گذاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید