exults in victory
در شادی پیروزی
exults over success
در شادی موفقیت
exults at triumph
در شادی پیروزی بزرگ
exults with joy
با شادی غرق شد
exults in happiness
در شادی و خوشحالی
exults in celebration
در جشن و شادی
exults in glory
در شکوه و عظمت
exults at achievement
در شادی دستاورد
exults in pride
در غرور و افتخار
exults in freedom
در آزادی و رهایی
the team exults after winning the championship.
تیم پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی به وجد میآید.
she exults in her recent promotion at work.
او از ارتقای شغلی اخیر خود به وجد میآید.
the crowd exults as the fireworks light up the sky.
با روشن شدن آسمان توسط آتشبازی، جمعیت به وجد میآید.
he exults over his successful presentation.
او از ارائه موفقیتآمیز خود به وجد میآید.
the children exult in their victory at the soccer match.
کودکان پس از پیروزی در مسابقه فوتبال به وجد میآیند.
she exults in the beauty of nature during her hike.
او در طول پیادهروی خود از زیبایی طبیعت به وجد میآید.
the artist exults in the praise from critics.
هنرمند از تحسین منتقدان به وجد میآید.
they exult at the news of their friend's engagement.
آنها از خبر نامزدی دوستشان به وجد میآیند.
the fans exult after their team scores a goal.
پس از به ثمر رساندن گل توسط تیمشان، هواداران به وجد میآیند.
he exults in the joy of his child's first steps.
او از شادی اولین قدمهای فرزندش به وجد میآید.
exults in victory
در شادی پیروزی
exults over success
در شادی موفقیت
exults at triumph
در شادی پیروزی بزرگ
exults with joy
با شادی غرق شد
exults in happiness
در شادی و خوشحالی
exults in celebration
در جشن و شادی
exults in glory
در شکوه و عظمت
exults at achievement
در شادی دستاورد
exults in pride
در غرور و افتخار
exults in freedom
در آزادی و رهایی
the team exults after winning the championship.
تیم پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی به وجد میآید.
she exults in her recent promotion at work.
او از ارتقای شغلی اخیر خود به وجد میآید.
the crowd exults as the fireworks light up the sky.
با روشن شدن آسمان توسط آتشبازی، جمعیت به وجد میآید.
he exults over his successful presentation.
او از ارائه موفقیتآمیز خود به وجد میآید.
the children exult in their victory at the soccer match.
کودکان پس از پیروزی در مسابقه فوتبال به وجد میآیند.
she exults in the beauty of nature during her hike.
او در طول پیادهروی خود از زیبایی طبیعت به وجد میآید.
the artist exults in the praise from critics.
هنرمند از تحسین منتقدان به وجد میآید.
they exult at the news of their friend's engagement.
آنها از خبر نامزدی دوستشان به وجد میآیند.
the fans exult after their team scores a goal.
پس از به ثمر رساندن گل توسط تیمشان، هواداران به وجد میآیند.
he exults in the joy of his child's first steps.
او از شادی اولین قدمهای فرزندش به وجد میآید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید