time fades
زمان میگذرد
memory fades
حافظه محو میشود
light fades
نور محو میشود
hope fades
امید محو میشود
color fades
رنگ محو میشود
sound fades
صدا محو میشود
joy fades
شادی محو میشود
interest fades
علاقه محو میشود
pain fades
درد کم میشود
fear fades
ترس کم میشود
the sunlight slowly fades as evening approaches.
نور خورشید به آرامی محو میشود زیرا شب نزدیک میشود.
her memory of the event fades over time.
حافظه او از آن رویداد با گذشت زمان محو میشود.
the colors in the painting fade after many years.
رنگهای نقاشی پس از گذشت سالها محو میشوند.
as the music fades, the crowd begins to disperse.
همانطور که موسیقی محو میشود، جمعیت شروع به پراکنده شدن میکند.
his enthusiasm for the project fades quickly.
اشتیاق او برای پروژه به سرعت محو میشود.
the scent of flowers fades in the winter.
بوی گلها در زمستان محو میشود.
over time, the pain fades and becomes bearable.
با گذشت زمان، درد محو میشود و قابل تحمل میشود.
her laughter fades into silence.
خنده او به سکوت میرود.
the light in the room fades as the sun sets.
نور اتاق با غروب خورشید کم میشود.
as the days pass, the excitement fades.
همانطور که روزها میگذرند، هیجان محو میشود.
time fades
زمان میگذرد
memory fades
حافظه محو میشود
light fades
نور محو میشود
hope fades
امید محو میشود
color fades
رنگ محو میشود
sound fades
صدا محو میشود
joy fades
شادی محو میشود
interest fades
علاقه محو میشود
pain fades
درد کم میشود
fear fades
ترس کم میشود
the sunlight slowly fades as evening approaches.
نور خورشید به آرامی محو میشود زیرا شب نزدیک میشود.
her memory of the event fades over time.
حافظه او از آن رویداد با گذشت زمان محو میشود.
the colors in the painting fade after many years.
رنگهای نقاشی پس از گذشت سالها محو میشوند.
as the music fades, the crowd begins to disperse.
همانطور که موسیقی محو میشود، جمعیت شروع به پراکنده شدن میکند.
his enthusiasm for the project fades quickly.
اشتیاق او برای پروژه به سرعت محو میشود.
the scent of flowers fades in the winter.
بوی گلها در زمستان محو میشود.
over time, the pain fades and becomes bearable.
با گذشت زمان، درد محو میشود و قابل تحمل میشود.
her laughter fades into silence.
خنده او به سکوت میرود.
the light in the room fades as the sun sets.
نور اتاق با غروب خورشید کم میشود.
as the days pass, the excitement fades.
همانطور که روزها میگذرند، هیجان محو میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید