fairylands

[ایالات متحده]/ˈfeəriˌlændz/
[بریتانیا]/ˈfɛriˌlændz/

ترجمه

n. مکان‌های جادویی یا دلربا; قلمرو پری‌ها; فرم جمع fairyland; fairyland

عبارات و ترکیب‌ها

dreamy fairylands

زمين‌های افسانه‌ای رویایی

enchanted fairylands

زمين‌های افسانه‌ای مسحورشده

mystical fairylands

زمين‌های افسانه‌ای عرفانی

hidden fairylands

زمين‌های افسانه‌ای پنهان

magical fairylands

زمين‌های افسانه‌ای جادویی

whimsical fairylands

زمين‌های افسانه‌ای عجیب و غریب

fantasy fairylands

زمين‌های افسانه‌ای فانتزی

colorful fairylands

زمين‌های افسانه‌ای رنگارنگ

serene fairylands

زمين‌های افسانه‌ای آرام

ancient fairylands

زمين‌های افسانه‌ای باستانی

جملات نمونه

the children dreamt of exploring magical fairylands.

کودکان رویای کاوش در سرزمین‌های جادویی افسانه‌ای را داشتند.

in the fairylands, anything is possible.

در سرزمین‌های افسانه‌ای، همه چیز ممکن است.

the artist painted beautiful scenes from fairylands.

هنرمند صحنه‌های زیبا از سرزمین‌های افسانه‌ای را به تصویر کشید.

many stories are set in enchanting fairylands.

داستان‌های زیادی در سرزمین‌های افسانه‌ای جذاب اتفاق می‌افتد.

fairylands are often filled with magical creatures.

سرزمین‌های افسانه‌ای اغلب پر از موجودات جادویی هستند.

she believed in the existence of hidden fairylands.

او به وجود سرزمین‌های افسانه‌ای پنهان باور داشت.

fairylands can inspire hope and creativity.

سرزمین‌های افسانه‌ای می‌توانند الهام‌بخش امید و خلاقیت باشند.

he wrote a novel about adventures in fairylands.

او رمانی درباره ماجراجویی‌ها در سرزمین‌های افسانه‌ای نوشت.

the festival celebrated the magic of fairylands.

جشنواره جادوی سرزمین‌های افسانه‌ای را جشن گرفت.

they created a theme park inspired by fairylands.

آنها یک پارک موضوعی الهام گرفته از سرزمین‌های افسانه‌ای ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید