the film faithfully follows Shakespeare's plot.
فیلم به طور وفادارانه از طرح شکسپیر پیروی میکند.
They attended faithfully to their duties.
آنها به طور وفادارانه به وظایف خود رسیدگی کردند.
They faithfully observed the rules.
آنها به طور وفادارانه قوانین را رعایت کردند.
she translated the novel as faithfully as possible.
او رمان را تا حد امکان به طور وفادارانه ترجمه کرد.
I followed my uncles around as faithfully as any spaniel.
من مانند هر اسپانیل، به طور وفادارانه پشت سر عمهها و داییهایم میرفتم.
Yours faithfully (= F-yours)
با احترام، (مخفف Yours faithfully)
He has served the farm faithfully for 20 years.
او به طور وفادارانه به مدت 20 سال در مزرعه خدمت کرده است.
We took steps to ensure that rules should be faithfully carried.
ما اقداماتی انجام دادیم تا اطمینان حاصل کنیم که قوانین به طور وفادارانه اجرا میشوند.
We should devote ourselves assiduously and faithfully to the duties of our profession.
ما باید با تلاش و وفاداری فراوان به وظایف حرفه خود بپردازیم.
Other outfits are making films that dramatise Bible stories as faithfully as possible.
سایر استودیوها در حال ساخت فیلمهایی هستند که داستانهای کتاب مقدس را تا حد امکان به طور وفادارانه دراماتیزه میکنند.
Behold, you have been made a priest, consecrated to celebrate Mass!See to it now that you offer sacrifice to God faithfully and devoutly at proper times, and that you conduct yourself blamelessly.
ببینید، شما به کشیش تبدیل شدهاید، تقدیس شده برای خواندن مراسم مذهبی! اکنون مراقب باشید که به طور وفادارانه و باوقار در زمانهای مناسب قربانی به خدا تقدیم کنید و که خودتان را بدون عیب و نقص حفظ کنید.
Each individual’s youth faithfully repeats that of his forebears, introducing him to a role that lives on unchanged: it is a “pre-scribed” youth, which, to quote Mannheim again, knows no “entelechy.
جوانی هر فرد به طور وفادارانه تکرار دوران جوانی نیاکانش است و او را به نقشی معرفی میکند که بدون تغییر ادامه مییابد: این یک دوران «پیشنویسشده» است که، به نقل از مانهایم، هیچ «انتلیچی» نمیشناسد.
the film faithfully follows Shakespeare's plot.
فیلم به طور وفادارانه از طرح شکسپیر پیروی میکند.
They attended faithfully to their duties.
آنها به طور وفادارانه به وظایف خود رسیدگی کردند.
They faithfully observed the rules.
آنها به طور وفادارانه قوانین را رعایت کردند.
she translated the novel as faithfully as possible.
او رمان را تا حد امکان به طور وفادارانه ترجمه کرد.
I followed my uncles around as faithfully as any spaniel.
من مانند هر اسپانیل، به طور وفادارانه پشت سر عمهها و داییهایم میرفتم.
Yours faithfully (= F-yours)
با احترام، (مخفف Yours faithfully)
He has served the farm faithfully for 20 years.
او به طور وفادارانه به مدت 20 سال در مزرعه خدمت کرده است.
We took steps to ensure that rules should be faithfully carried.
ما اقداماتی انجام دادیم تا اطمینان حاصل کنیم که قوانین به طور وفادارانه اجرا میشوند.
We should devote ourselves assiduously and faithfully to the duties of our profession.
ما باید با تلاش و وفاداری فراوان به وظایف حرفه خود بپردازیم.
Other outfits are making films that dramatise Bible stories as faithfully as possible.
سایر استودیوها در حال ساخت فیلمهایی هستند که داستانهای کتاب مقدس را تا حد امکان به طور وفادارانه دراماتیزه میکنند.
Behold, you have been made a priest, consecrated to celebrate Mass!See to it now that you offer sacrifice to God faithfully and devoutly at proper times, and that you conduct yourself blamelessly.
ببینید، شما به کشیش تبدیل شدهاید، تقدیس شده برای خواندن مراسم مذهبی! اکنون مراقب باشید که به طور وفادارانه و باوقار در زمانهای مناسب قربانی به خدا تقدیم کنید و که خودتان را بدون عیب و نقص حفظ کنید.
Each individual’s youth faithfully repeats that of his forebears, introducing him to a role that lives on unchanged: it is a “pre-scribed” youth, which, to quote Mannheim again, knows no “entelechy.
جوانی هر فرد به طور وفادارانه تکرار دوران جوانی نیاکانش است و او را به نقشی معرفی میکند که بدون تغییر ادامه مییابد: این یک دوران «پیشنویسشده» است که، به نقل از مانهایم، هیچ «انتلیچی» نمیشناسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید