faithless

[ایالات متحده]/'feɪθlɪs/
[بریتانیا]/'feθləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر وفادار، غیر قابل اعتماد، خائن

جملات نمونه

a false friend.See Synonyms at faithless

یک دوست نادرست. برای مترادف‌ها به ناموفی نگاه کنید

a traitorous act.See Synonyms at faithless

یک عمل خائنانه. برای مترادف‌ها به ناموفی نگاه کنید

has never been faithless to her ideals;

هیچ وقت به آرمان‌های خود ناموفی نبوده است؛

What if he was faithless to his friends and to his wife?

اگر به دوستان و همسرش ناموفی بود چه؟

to be faithless in a relationship

ناموفی بودن در یک رابطه

to feel faithless towards a cause

احساس ناموفی نسبت به یک هدف

to have faithless thoughts

داشتن افکار ناموفی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید