faithlessly

[ایالات متحده]/ˈfeɪθləsli/
[بریتانیا]/ˈfeɪθləsli/

ترجمه

adv. به صورت غیر وفادار؛ به صورت غیر قابل اعتماد

عبارات و ترکیب‌ها

faithlessly abandon

ترک کردن به صورت غیر صادقانه

faithlessly betray

خیانت کردن به صورت غیر صادقانه

faithlessly deceive

فریب دادن به صورت غیر صادقانه

faithlessly follow

دنبال کردن به صورت غیر صادقانه

faithlessly leave

ترک کردن به صورت غیر صادقانه

faithlessly trust

اعتماد کردن به صورت غیر صادقانه

faithlessly serve

خدمت کردن به صورت غیر صادقانه

faithlessly love

عشق ورزیدن به صورت غیر صادقانه

faithlessly engage

شرکت کردن به صورت غیر صادقانه

faithlessly support

حمایت کردن به صورت غیر صادقانه

جملات نمونه

he faithlessly betrayed his best friend.

او به طرز ناامیدکننده‌ای دوست صمیمی خود را فریب داد.

she faithlessly broke her promises.

او به طرز ناامیدکننده‌ای وعده‌های خود را شکست.

they faithlessly abandoned their loyal supporters.

آنها به طرز ناامیدکننده‌ای از حامیان وفادار خود دست کشیدند.

the faithlessly written report lacked credibility.

گزارش نوشته شده به طرز ناامیدکننده‌ای فاقد اعتبار بود.

he was faithlessly unfaithful to his partner.

او به طرز ناامیدکننده‌ای نسبت به شریکش غیروفادار بود.

she faithlessly ignored all his advice.

او به طرز ناامیدکننده‌ای تمام نصیحت‌های او را نادیده گرفت.

the faithlessly executed plan led to failure.

طرح اجرا شده به طرز ناامیدکننده‌ای منجر به شکست شد.

he faithlessly criticized her efforts.

او به طرز ناامیدکننده‌ای تلاش‌های او را مورد انتقاد قرار داد.

they faithlessly changed the rules without warning.

آنها به طرز ناامیدکننده‌ای قوانین را بدون هشدار تغییر دادند.

she faithlessly laughed at his dreams.

او به طرز ناامیدکننده‌ای به رویاهای او خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید