fakeness

[ایالات متحده]/ˈfeɪknəs/
[بریتانیا]/ˈfeɪknəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضعف؛ کمبود قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

pure fakeness

کذب خالص

obvious fakeness

کذب واضح

total fakeness

کذب کامل

جملات نمونه

the fakeness of his apology was obvious to everyone in the room.

نفاق پوزش او به همگان در اتاق واضح بود.

she couldn’t hide the fakeness in her smile during the interview.

او نتوانست نفاق در لبخندش را در حین مصاحبه پنهان کند.

the fakeness of the product reviews made customers lose trust quickly.

نفاق نظرات محصول باعث شد که مشتریان به سرعت اعتماد خود را از دست بدهند.

his speech had a polished fakeness that felt rehearsed and empty.

خطبه‌اش نفاقی چکیده شده داشت که احساس می‌شد تمرین شده و خالی است.

they criticized the campaign for the fakeness of its promises.

آنها به حمله‌ای به دلیل نفاق در وعده‌های آن انتقاد کردند.

i sensed the fakeness behind her friendly tone.

من نفاق پشت گویش دوستانه‌اش را حس کردم.

the fakeness of their friendship became clear when trouble started.

نفاق دوستی‌شان وقتی که مشکل شروع شد واضح شد.

we tried to cut through the fakeness of corporate jargon and speak plainly.

ما سعی کردیم از نفاق زبان اداری عبور کنیم و به طور واضح صحبت کنیم.

the fakeness of the celebration didn’t fool the staff.

نفاق جشن‌گاه کارکنان را به گمراهی نکرد.

over time, the fakeness of his confidence started to crack.

با گذشت زمان، نفاق اعتماد او شروع به شکستن کرد.

her acting captured the fakeness of small talk perfectly.

بازیگری‌اش نفاق گفت‌وگوهای کوچک را به طور کامل به خوبی نمایش داد.

the fakeness in the photos was exposed after simple edits were discovered.

نفاق در عکس‌ها پس از اینکه ویرایش‌های ساده کشف شدند، آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید