fanfares

[ایالات متحده]/ˈfænfeə/
[بریتانیا]/ˈfænˌfɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نغمه‌های کوتاه که در مراسم‌ها نواخته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

grand fanfares

فانفارهای بزرگ

trumpet fanfares

فانفارهای ترومپت

joyful fanfares

فانفارهای شاد

musical fanfares

فانفارهای موسیقیایی

ceremonial fanfares

فانفارهای مراسم

victorious fanfares

فانفارهای پیروزمندانه

royal fanfares

فانفارهای سلطنتی

festive fanfares

فانفارهای جشن

triumphant fanfares

فانفارهای قهرمانانه

dramatic fanfares

فانفارهای دراماتیک

جملات نمونه

the fanfares announced the arrival of the dignitaries.

اعلام ورود مقامات با نواختن فان‌فارها انجام شد.

children love the fanfares at the parade.

کودکان عاشق فَن‌فارها در رژه هستند.

she felt like a queen with all the fanfares around her.

با وجود فَن‌فارهای فراوان، او احساس می‌کرد مثل ملکه است.

the fanfares played as the ceremony began.

همزمان با شروع مراسم، فَن‌فارها نواخته شدند.

his victory was celebrated with great fanfares.

پیروزی او با فَن‌فارهای فراوان جشن گرفته شد.

the fanfares filled the air with excitement.

فَن‌فارها هوا را با هیجان پر کردند.

they welcomed the team with fanfares and cheers.

آنها با فَن‌فارها و تشویق‌ها از تیم استقبال کردند.

fanfares are often used in royal events.

فَن‌فارها اغلب در رویدادهای سلطنتی استفاده می‌شوند.

the fanfares signaled the start of the festival.

فَن‌فارها شروع جشنواره را نشان دادند.

every celebration needs a few fanfares to set the mood.

هر جشن برای ایجاد حال و هوای مناسب به چند فَن‌فار نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید