a fantasizer
یک خیالپرداز
the fantasizer
آن خیالپرداز
being a fantasizer
اینکه خیالپرداز بودن
fantasizer's world
جهان خیالپرداز
avid fantasizer
خیالپرداز مشتاق
self-proclaimed fantasizer
خیالپردازی که خود را چنین معرفی میکند
fantasizer dreams
رویاهای خیالپرداز
creative fantasizer
خیالپرداز خلاق
naive fantasizer
خیالپرداز سادهلوح
ideal fantasizer
خیالپرداز ایدهآل
he's a hopeless fantasizer, always dreaming of winning the lottery.
او یک فانتزیپرداز درمانده است، همیشه در حال رویاپردازی برای برنده شدن در قرعهکشی.
don't be a fantasizer; focus on realistic goals and plans.
فانتزیپرداز نباشید؛ روی اهداف و برنامههای واقعبینانه تمرکز کنید.
the child was a little fantasizer, creating elaborate stories about talking animals.
کودک کمی فانتزیپرداز بود و داستانهای پیچیدهای درباره حیوانات سخنگو میساخت.
she's a creative fantasizer, constantly coming up with new business ideas.
او یک فانتزیپرداز خلاق است، دائماً ایدههای تجاری جدید ارائه میدهد.
he tends to be a fantasizer rather than a practical planner.
او بیشتر تمایل دارد فانتزیپرداز باشد تا یک برنامهریز عملی.
the movie appealed to the inner fantasizer in all of us.
این فیلم به فانتزیپرداز درون همه ما جذابیت داشت.
being a fantasizer can be a fun escape from reality sometimes.
گاهی اوقات فانتزیپردازی میتواند یک فرار سرگرمکننده از واقعیت باشد.
she's a dedicated fantasizer, filling notebooks with fantastical worlds.
او یک فانتزیپرداز متعهد است و دفترچههای خود را با دنیاهای خیالی پر میکند.
he's a serious fantasizer, believing in things without evidence.
او یک فانتزیپرداز جدی است، به چیزهایی باور دارد بدون اینکه مدرکی وجود داشته باشد.
the author was a skilled fantasizer, crafting compelling fantasy novels.
نویسنده یک فانتزیپرداز ماهر بود و رمانهای فانتزی جذابی میساخت.
avoid becoming a fantasizer; ground yourself in reality.
از تبدیل شدن به یک فانتزیپرداز خودداری کنید؛ خودتان را در واقعیت ریشه کنید.
a fantasizer
یک خیالپرداز
the fantasizer
آن خیالپرداز
being a fantasizer
اینکه خیالپرداز بودن
fantasizer's world
جهان خیالپرداز
avid fantasizer
خیالپرداز مشتاق
self-proclaimed fantasizer
خیالپردازی که خود را چنین معرفی میکند
fantasizer dreams
رویاهای خیالپرداز
creative fantasizer
خیالپرداز خلاق
naive fantasizer
خیالپرداز سادهلوح
ideal fantasizer
خیالپرداز ایدهآل
he's a hopeless fantasizer, always dreaming of winning the lottery.
او یک فانتزیپرداز درمانده است، همیشه در حال رویاپردازی برای برنده شدن در قرعهکشی.
don't be a fantasizer; focus on realistic goals and plans.
فانتزیپرداز نباشید؛ روی اهداف و برنامههای واقعبینانه تمرکز کنید.
the child was a little fantasizer, creating elaborate stories about talking animals.
کودک کمی فانتزیپرداز بود و داستانهای پیچیدهای درباره حیوانات سخنگو میساخت.
she's a creative fantasizer, constantly coming up with new business ideas.
او یک فانتزیپرداز خلاق است، دائماً ایدههای تجاری جدید ارائه میدهد.
he tends to be a fantasizer rather than a practical planner.
او بیشتر تمایل دارد فانتزیپرداز باشد تا یک برنامهریز عملی.
the movie appealed to the inner fantasizer in all of us.
این فیلم به فانتزیپرداز درون همه ما جذابیت داشت.
being a fantasizer can be a fun escape from reality sometimes.
گاهی اوقات فانتزیپردازی میتواند یک فرار سرگرمکننده از واقعیت باشد.
she's a dedicated fantasizer, filling notebooks with fantastical worlds.
او یک فانتزیپرداز متعهد است و دفترچههای خود را با دنیاهای خیالی پر میکند.
he's a serious fantasizer, believing in things without evidence.
او یک فانتزیپرداز جدی است، به چیزهایی باور دارد بدون اینکه مدرکی وجود داشته باشد.
the author was a skilled fantasizer, crafting compelling fantasy novels.
نویسنده یک فانتزیپرداز ماهر بود و رمانهای فانتزی جذابی میساخت.
avoid becoming a fantasizer; ground yourself in reality.
از تبدیل شدن به یک فانتزیپرداز خودداری کنید؛ خودتان را در واقعیت ریشه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید