escapist

[ایالات متحده]/ɪ'skeɪpɪst/
[بریتانیا]/əs'kepɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اجتناب از واقعیت
n. کسی که از واقعیت اجتناب می‌کند
Word Forms
جمعescapists

جملات نمونه

She enjoys reading escapist novels to relax after a long day.

او از خواندن رمان‌های فرارگونه برای آرامش بعد از یک روز طولانی لذت می‌برد.

Watching movies is his favorite escapist activity.

تماشای فیلم سرگرمی مورد علاقه او برای فرار است.

Some people use video games as an escapist outlet from their daily stress.

برخی افراد از بازی‌های ویدیویی به عنوان راهی برای فرار از استرس روزانه خود استفاده می‌کنند.

Traveling to exotic locations can be a form of escapist fantasy.

سفر به مکان‌های عجیب و غریب می‌تواند نوعی خیال‌پردازی فرارگونه باشد.

Listening to music is a common escapist behavior for many people.

گوش دادن به موسیقی یک رفتار فراروی رایج برای بسیاری از افراد است.

Reading fantasy novels allows her to indulge in escapist adventures.

خواندن رمان‌های فانتزی به او اجازه می‌دهد تا در ماجراهای فرارگونه غرق شود.

Escapist movies provide a temporary break from the real world.

فیلم‌های فرارگونه یک استراحت موقت از دنیای واقعی ارائه می‌دهند.

Playing immersive video games can be an escapist way to unwind.

بازی کردن در بازی‌های ویدیویی فراگیر می‌تواند راهی فرارگونه برای آرامش باشد.

Daydreaming is a common form of escapist behavior for many people.

روزخوابی یک شکل رایج از رفتار فرارگونه برای بسیاری از افراد است.

Engaging in creative hobbies can serve as a healthy escapist activity.

شرکت در سرگرمی‌های خلاقانه می‌تواند به عنوان یک فعالیت فراروی سالم عمل کند.

نمونه‌های واقعی

The real escapist can watch a film and sip champagne on some services.

یک فرارگر واقعی می‌تواند فیلم تماشا کند و در برخی از خدمات، شامپاین بنوشد.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

She was until a few weeks ago the face of the glamorous escapist fun of Love Island.

او تا چند هفته پیش چهره سرگرم‌کننده و جذاب فرار از جزیره عشق بود.

منبع: BBC Listening Collection February 2020

So involved was I in my escapist daydreams, I lost all track of the seconds racing by.

من آنقدر در خیال‌پردازی‌های فرار خود غرق شده بودم که دیگر متوجه گذر ثانیه‌ها نشدم.

منبع: Twilight: Eclipse

Unfortunately, when things feel like too much, the individual may develop unhealthy escapist tendencies, some of which involve self-harm.

متاسفانه، وقتی اوضاع خیلی بد به نظر می‌رسد، فرد ممکن است دچار تمایلات فراری ناسالم شود که برخی از آن‌ها شامل آسیب رساندن به خود است.

منبع: Psychology Mini Class

Who can quarrel with a medium that so brilliantly packages escapist entertainment as a mass-marketing tool?

چه کسی می‌تواند با رسانه‌ای که سرگرمی‌های فراری را به عنوان ابزاری برای بازاریابی گسترده به طور درخشانی بسته‌بندی می‌کند، بحث کند؟

منبع: Advanced English book1

Given what the real-life police were doing in the Soviet Union in the 1930s, it should probably be classed as escapist fiction.

با توجه به آنچه که افسران پلیس واقعی در اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1930 انجام می‌دادند، احتمالاً باید آن را به عنوان داستان فراری طبقه‌بندی کرد.

منبع: The Economist - Comprehensive

Post-apocalyptic worlds like these are also appealing for offering us an escapist fantasy that I'm pretty sure everyone has entertained at some point.

جهان‌های پس از آخرالزمان مانند این‌ها نیز جذاب هستند زیرا به ما اجازه می‌دهند تا به خیال‌پردازی‌های فراری فکر کنیم که من مطمئن هستم همه در طول زندگی خود به آن‌ها فکر کرده‌اند.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

And as Harrington-Lueker writes in her book on the subject, escapist plots are especially appealing during periods of turmoil and strife in the world.

همانطور که هرینگتون-لوئکر در کتاب خود در این مورد می‌نویسد، طرح‌های فراری به ویژه در دوره‌های آشفتگی و نزاع در جهان جذاب هستند.

منبع: Selected English short passages

China's Covid-19 restrictions have forced urbanites used to international travel into the wild for escapist adventures, giving rise to a booming luxury camping and outdoor sports industry.

محدودیت‌های کووید-۱۹ در چین، شهرنشینانی که به سفر بین‌المللی عادت دارند را به طبیعت وحشی برای ماجراجویی‌های فراری سوق داده است و باعث رونق صنعت کمپینگ لوکس و ورزش‌های فضای باز شده است.

منبع: Foreign publications

" I'll be out back." " I'm going to find a tree to chop down." This Brechtian approach to storytelling can make Wes Anderson's films more of an intellectual exercise than escapist entertainment.

من به پشت خواهم رفت. من می‌خواهم درختى را پیدا کنم تا قطع کنم. این رویکرد برشتینى در داستان‌سرایى می‌تواند فیلم‌هاى وس اندرسون را بیشتر به یک تمرین فکری تبدیل کند تا سرگرمی فرارى.

منبع: Film Script Appreciation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید