farsighted vision
چشمانداز دوربین
farsighted planning
برنامهریزی دوراندیشانه
farsighted policies
سیاستهای دوراندیشانه
farsighted approach
رویکرد دوراندیشانه
farsighted investment
سرمایهگذاری دوراندیشانه
farsighted leader
رهبر دوراندیش
farsighted decision
تصمیم دوراندیشانه
farsighted strategy
استراتژی دوراندیشانه
farsighted goals
اهداف دوراندیشانه
farsighted outlook
نگاه دوراندیشانه
she is known for her farsighted vision in business.
او به خاطر دیدگاه آیندهنگرش خود در کسب و کار شناخته شده است.
the government needs to adopt a more farsighted policy.
دولت نیاز دارد سیاست آیندهنگرانهتری را اتخاذ کند.
his farsighted approach helped the company thrive.
رویکرد آیندهنگرانه او به رشد شرکت کمک کرد.
farsighted planning is essential for sustainable development.
برنامهریزی آیندهنگرانه برای توسعه پایدار ضروری است.
investing in education is a farsighted decision.
سرمایهگذاری در آموزش یک تصمیم آیندهنگرانه است.
her farsighted ideas inspired the entire team.
ایدههای آیندهنگرانه او الهامبخش کل تیم بود.
farsighted leaders can navigate through crises effectively.
رهبران آیندهنگر میتوانند به طور مؤثر از بحرانها عبور کنند.
his farsightedness in technology trends kept the company competitive.
آیندهنگری او در روند فناوریها باعث شد شرکت رقابتی بماند.
they made a farsighted investment in renewable energy.
آنها یک سرمایهگذاری آیندهنگرانه در انرژیهای تجدیدپذیر انجام دادند.
farsighted individuals often think about future generations.
افراد آیندهنگر اغلب به نسلهای آینده فکر میکنند.
farsighted vision
چشمانداز دوربین
farsighted planning
برنامهریزی دوراندیشانه
farsighted policies
سیاستهای دوراندیشانه
farsighted approach
رویکرد دوراندیشانه
farsighted investment
سرمایهگذاری دوراندیشانه
farsighted leader
رهبر دوراندیش
farsighted decision
تصمیم دوراندیشانه
farsighted strategy
استراتژی دوراندیشانه
farsighted goals
اهداف دوراندیشانه
farsighted outlook
نگاه دوراندیشانه
she is known for her farsighted vision in business.
او به خاطر دیدگاه آیندهنگرش خود در کسب و کار شناخته شده است.
the government needs to adopt a more farsighted policy.
دولت نیاز دارد سیاست آیندهنگرانهتری را اتخاذ کند.
his farsighted approach helped the company thrive.
رویکرد آیندهنگرانه او به رشد شرکت کمک کرد.
farsighted planning is essential for sustainable development.
برنامهریزی آیندهنگرانه برای توسعه پایدار ضروری است.
investing in education is a farsighted decision.
سرمایهگذاری در آموزش یک تصمیم آیندهنگرانه است.
her farsighted ideas inspired the entire team.
ایدههای آیندهنگرانه او الهامبخش کل تیم بود.
farsighted leaders can navigate through crises effectively.
رهبران آیندهنگر میتوانند به طور مؤثر از بحرانها عبور کنند.
his farsightedness in technology trends kept the company competitive.
آیندهنگری او در روند فناوریها باعث شد شرکت رقابتی بماند.
they made a farsighted investment in renewable energy.
آنها یک سرمایهگذاری آیندهنگرانه در انرژیهای تجدیدپذیر انجام دادند.
farsighted individuals often think about future generations.
افراد آیندهنگر اغلب به نسلهای آینده فکر میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید