foresightful

[ایالات متحده]/[ˈfɔːsɪtfl]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːrsɪtfl]/

ترجمه

adj. دارای یا نشان دادن دورانديشی؛ قادر به پیش‌بینی وقایع یا روند‌های آینده؛ خردمند و آینده‌نگر.

عبارات و ترکیب‌ها

foresightful leader

رهبر آینده‌نگر

being foresightful

داشتن دیدی آینده‌نگرانه

highly foresightful

بسیار آینده‌نگر

foresightful planning

برنامه‌ریزی آینده‌نگرانه

remarkably foresightful

به طرز چشمگیری آینده‌نگر

foresightful decisions

تصمیمات آینده‌نگرانه

incredibly foresightful

به طرز باورنکردنی آینده‌نگر

foresightful approach

رویکرد آینده‌نگر

exceptionally foresightful

به طور استثنایی آینده‌نگر

quite foresightful

نسبتاً آینده‌نگر

جملات نمونه

the company's foresightful leadership anticipated market changes and secured a significant advantage.

رهبری آینده‌نگر شرکت، تغییرات بازار را پیش‌بینی کرد و یک مزیت قابل توجه را به دست آورد.

her foresightful planning ensured the project stayed on track and within budget.

برنامه‌ریزی آینده‌نگرانه او اطمینان حاصل کرد که پروژه در مسیر و در محدوده بودجه باقی بماند.

a foresightful investor recognizes potential opportunities before anyone else.

یک سرمایه‌گذار آینده‌نگر، فرصت‌های بالقوه را قبل از هر کسی دیگری تشخیص می‌دهد.

the foresightful architect designed a building adaptable to future needs.

معمار آینده‌نگر، ساختاری را طراحی کرد که قابل انطباق با نیازهای آینده باشد.

his foresightful approach to risk management prevented costly errors.

رویکرد آینده‌نگرانه او به مدیریت ریسک، از بروز اشتباهات پرهزینه جلوگیری کرد.

the foresightful government implemented policies to address long-term challenges.

دولت آینده‌نگر، سیاست‌هایی را برای مقابله با چالش‌های بلندمدت اجرا کرد.

we need a more foresightful strategy to navigate these uncertain times.

ما به یک استراتژی آینده‌نگرانه‌تر برای پیمایش این دوران نامطمئن نیاز داریم.

the foresightful manager anticipated employee burnout and implemented preventative measures.

مدیر آینده‌نگر، فرسودگی شغلی کارکنان را پیش‌بینی کرد و اقدامات پیشگیرانه را اجرا کرد.

it was a foresightful decision to invest in renewable energy sources.

تصمیم سرمایه‌گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر یک تصمیم آینده‌نگرانه بود.

the foresightful scientist predicted the impact of climate change decades ago.

دانشمند آینده‌نگر، تأثیرات تغییرات آب و هوایی را دهه‌ها پیش پیش‌بینی کرد.

a foresightful approach to education prepares students for a rapidly changing world.

رویکرد آینده‌نگرانه به آموزش، دانش‌آموزان را برای رویارویی با دنیای به سرعت در حال تغییر آماده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید