i feel extreme fatigue after working long hours.
من پس از کار کردن ساعات طولانی حس خستگی شدیدی دارم.
the patient reports difficulty breathing and fatigue.
بیمار درد نفس کشیدن و خستگی را گزارش می دهد.
chronic fatigue syndrome affects millions of people worldwide.
اختلال خستگی مزمن میلیون ها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار می دهد.
mental fatigue can significantly impact productivity.
خستگی روحی می تواند به طور قابل توجهی به تولیدیت آسیب بزند.
she complained of constant fatigue and weakness.
او از خستگی و ضعف مداوم شکایت کرد.
physical fatigue after exercise is normal and temporary.
خستگی جسمی پس از ورزش طبیعی و موقت است.
many workers experience occupational fatigue.
بسیاری از کارگران خستگی حرفه ای را تجربه می کنند.
the doctor diagnosed him with chronic fatigue syndrome.
پزشک او را با اختلال خستگی مزمن تشخیص داد.
fighting fatigue requires proper rest and nutrition.
مبارزه با خستگی نیاز به استراحت مناسب و تغذیه دارد.
elderly people often suffer from unexplained fatigue.
افراد سالمند اغلب از خستگی بدون دلیل رنج می برند.
the heat increased the workers' fatigue.
گرما خستگی کارگران را افزایش داد.
stress and fatigue often go hand in hand.
استرس و خستگی اغلب با هم همراه هستند.
he showed signs of fatigue during the long meeting.
او در طول جلسه طولانی علائم خستگی نشان داد.
i feel extreme fatigue after working long hours.
من پس از کار کردن ساعات طولانی حس خستگی شدیدی دارم.
the patient reports difficulty breathing and fatigue.
بیمار درد نفس کشیدن و خستگی را گزارش می دهد.
chronic fatigue syndrome affects millions of people worldwide.
اختلال خستگی مزمن میلیون ها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار می دهد.
mental fatigue can significantly impact productivity.
خستگی روحی می تواند به طور قابل توجهی به تولیدیت آسیب بزند.
she complained of constant fatigue and weakness.
او از خستگی و ضعف مداوم شکایت کرد.
physical fatigue after exercise is normal and temporary.
خستگی جسمی پس از ورزش طبیعی و موقت است.
many workers experience occupational fatigue.
بسیاری از کارگران خستگی حرفه ای را تجربه می کنند.
the doctor diagnosed him with chronic fatigue syndrome.
پزشک او را با اختلال خستگی مزمن تشخیص داد.
fighting fatigue requires proper rest and nutrition.
مبارزه با خستگی نیاز به استراحت مناسب و تغذیه دارد.
elderly people often suffer from unexplained fatigue.
افراد سالمند اغلب از خستگی بدون دلیل رنج می برند.
the heat increased the workers' fatigue.
گرما خستگی کارگران را افزایش داد.
stress and fatigue often go hand in hand.
استرس و خستگی اغلب با هم همراه هستند.
he showed signs of fatigue during the long meeting.
او در طول جلسه طولانی علائم خستگی نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید