faultfinders

[ایالات متحده]/[ˈfɔːlˌfaɪndəz]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːlˌfaɪndərz]/

ترجمه

n. افرادی که به سرعت انتقاد یا انتقاد می‌کنند؛ منتقدان؛ افراد شناسایی کننده خطا.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid faultfinders

از انتقادگران پرهیز کن

faultfinders abound

انتقادگران فراوان هستند

being faultfinders

بودن انتقادگر

faultfinders criticize

انتقادگران انتقاد می‌کنند

were faultfinders

آن‌ها انتقادگر بودند

faultfinders always

انتقادگران همیشه

faultfinders noticed

انتقادگران متوجه شدند

become faultfinders

شدن انتقادگر

جملات نمونه

the project attracted faultfinders eager to point out every minor flaw.

این پروژه افرادی را جذب کرد که مایل به اشاره به هر کمترین نقص بودند.

we tried to ignore the faultfinders and focus on completing the task.

ما سعی کردیم از این افراد نقد کننده چشم پوشی کنیم و روی کامل کردن کار متمرکز شویم.

the team leader warned against becoming discouraged by constant faultfinders.

رئیس تیم هشدار داد که نباید به دلیل نقد های مداوم افراد نقد کننده از حوصله افتاد.

it's frustrating to deal with faultfinders who offer no constructive criticism.

تعامل با افراد نقد کننده که هیچ گونه نقد سازنده ای ارائه نمی دهند، خسته کننده است.

the company actively sought feedback but dismissed the faultfinders' negativity.

شرکت به طور فعال به دنبال بازخورد بود، اما نقد های منفی افراد نقد کننده را نادیده گرفت.

experienced professionals often learn to filter out the noise of faultfinders.

متخصصان با تجربه معمولاً یاد می گیرند که نویز افراد نقد کننده را فیلتر کنند.

the design team faced a barrage of criticism from relentless faultfinders.

تیم طراحی با حجم زیادی از نقد ها از افراد نقد کننده بی چینی مواجه شد.

we needed to identify and manage the faultfinders within the organization.

ما نیاز داشتیم تا افراد نقد کننده درون سازمان را شناسایی و مدیریت کنیم.

the manager politely deflected the faultfinders' complaints about the report.

مدیر با لطف شکایات افراد نقد کننده درباره گزارش را منحرف کرد.

despite the faultfinders, the product launch was ultimately a success.

با وجود افراد نقد کننده، رونمایی محصول در نهایت موفق بود.

the consultant helped the company navigate the challenges posed by faultfinders.

کارشناس کمکی به شرکت کرد تا چالش های ایجاد شده توسط افراد نقد کننده را مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید