faultfindings

[ایالات متحده]/ˈfɔːltˌfaɪndɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɔltˌfaɪndɪŋz/

ترجمه

n. عمل انتقاد یا یافتن نقص‌ها
adj. تمایل به یافتن نقص‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

faultfindings report

گزارش یافت‌یابی

faultfindings analysis

تجزیه و تحلیل یافت‌یابی

faultfindings review

بررسی یافت‌یابی

faultfindings process

فرآیند یافت‌یابی

faultfindings summary

خلاصه یافت‌یابی

faultfindings checklist

لیست بررسی یافت‌یابی

faultfindings documentation

مستندات یافت‌یابی

faultfindings investigation

بررسی یافت‌یابی

faultfindings resolution

حل مشکل یافت‌یابی

faultfindings tracking

ردیابی یافت‌یابی

جملات نمونه

her constant faultfindings made it difficult to enjoy the project.

یافتن دائمی اشتباهات او باعث می‌شد از پروژه لذت نبرند.

he was tired of the faultfindings from his colleagues.

او از پیدا کردن مداوم اشتباهات همکارانش خسته شده بود.

the manager's faultfindings affected team morale.

یافتن مداوم اشتباهات مدیر بر روحیه تیم تأثیر گذاشت.

she often expressed her faultfindings during meetings.

او اغلب در جلسات، یافته‌های خود را در مورد اشتباهات بیان می‌کرد.

his faultfindings were more about control than improvement.

یافتن اشتباهات او بیشتر به کنترل مربوط می‌شد تا بهبود.

constructive criticism is better than faultfindings.

انتقاد سازنده بهتر از پیدا کردن مداوم اشتباهات است.

the faultfindings in the report were unfounded.

یافتن اشتباهات در گزارش بی‌اساس بود.

she learned to ignore the faultfindings of others.

او یاد گرفت که یافته‌های دیگران را نادیده بگیرد.

his faultfindings were often met with resistance.

یافتن اشتباهات او اغلب با مقاومت مواجه می‌شد.

they decided to focus on solutions instead of faultfindings.

آنها تصمیم گرفتند به جای پیدا کردن مداوم اشتباهات بر روی راه‌حل‌ها تمرکز کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید