feminocentric

[ایالات متحده]/[ˈfemɪnəʊˌsɛntrɪk]/
[بریتانیا]/[ˈfɛmɪnəˌsɛntrɪk]/

ترجمه

adj. متمرکز بر یا حاکم بر زنان؛ مربوط به یا متمركز بر زنان؛ مربوط به یک نظریه یا رویکردی که تجربیات و دیدگاه‌های زنان را اولویت می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

feminocentric view

نگاه فمینوسentrیک

being feminocentric

بودن فمینوسentrیک

feminocentric bias

تغییرات فمینوسentrیک

highly feminocentric

بسیار فمینوسentrیک

avoiding feminocentric

پرهیز از فمینوسentrیک

feminocentric analysis

تحلیل فمینوسentrیک

a feminocentric approach

رویکرد فمینوسentrیک

was feminocentric

فمینوسentrیک بود

seemingly feminocentric

به نظر می‌رسد فمینوسentrیک باشد

inherently feminocentric

دروناپايه فمینوسentrیک

جملات نمونه

the academic's analysis was criticized for being overly feminocentric.

تحلیل دانشگاهی به دلیل بودن بسیار زنان محور به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

some argue that the media often presents a feminocentric view of relationships.

بعضی معتقدند که رسانه‌ها اغلب نگاهی زنان محور از روابط ارائه می‌دهند.

the historical narrative was accused of being heavily feminocentric in its portrayal of events.

داستان تاریخی به دلیل اینکه رویدادها را به شکل زیادی زنان محور توصیف می‌کرد، مورد انتقاد قرار گرفت.

a more balanced perspective is needed to avoid a purely feminocentric interpretation.

برای جلوگیری از تفسیری کاملاً زنان محور، نیاز به دیدگاهی متوازن‌تر است.

the study's methodology was questioned due to its potential for feminocentric bias.

روش‌شناسی مطالعه به دلیل احتمال وجود تحریف زنان محور مورد پرسش قرار گرفت.

critics claimed the film's plot was contrived and excessively feminocentric.

انتقادات می‌گوید داستان فیلم ساختگی و بسیار زنان محور بود.

the debate highlighted the dangers of adopting a rigid, feminocentric framework.

این بحث خطرات اتخاذ چارچوبی سخت‌گیرانه و زنان محور را روشن کرد.

it's important to consider diverse perspectives, rather than relying on a feminocentric lens.

مهم است که نگاه‌های متنوعی را در نظر بگیریم، به جای اینکه به یک دیدگاه زنان محور وابسته شویم.

the author's work was praised for challenging traditional, feminocentric assumptions.

کار نویسنده به دلیل چالش‌گذاری فرضیات سنتی و زنان محور تحسین شد.

the discussion aimed to identify and address potential feminocentric biases in the research.

این بحث به دنبال شناسایی و برطرف کردن احتمالی تحریف‌های زنان محور در تحقیق بود.

a nuanced approach is necessary to avoid simplistic and potentially feminocentric conclusions.

برای جلوگیری از نتایج ساده‌گو و احتمالاً زنان محور، رویکردی ظریف لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید