pray fervently
دعا کنید با اشتیاق
support fervently
حمایت کنید با اشتیاق
believe fervently
با اشتیاق باور کنید
Subsequently,the fivesome headed overseas,where it was fervently embraced in Germany and the Netherlands.
در ادامه، گروه پنج نفره به خارج از کشور رفتند، جایی که به طور جدی در آلمان و هلند مورد استقبال قرار گرفتند.
Zhao: In today's China, the modern art or design project pertinent to modernity is unflaggingly pursued and fervently shown, what is the reason for this phenomenon?
ژائو: در چین امروز، پروژه هنری یا طراحی مدرن مرتبط با مدرنیته به طور مداوم و با شور و شوق دنبال و به نمایش گذاشته می شود، دلیل این پدیده چیست؟
She fervently prayed for her family's safety.
او با تمام وجود برای سلامتی خانوادهاش دعا کرد.
He fervently believed in the power of positive thinking.
او با تمام وجود به قدرت تفکر مثبت اعتقاد داشت.
They fervently supported their favorite sports team.
آنها با تمام وجود از تیم ورزشی مورد علاقه خود حمایت کردند.
The crowd fervently cheered for the performer on stage.
تماشاگران با شور و شوق فراوان برای هنرمند روی صحنه تشویق کردند.
She fervently expressed her love for music through her performances.
او عشق خود به موسیقی را از طریق اجراهای خود با شور و شوق بیان کرد.
He fervently pursued his dream of becoming a professional athlete.
او با تمام وجود به دنبال رویای خود برای تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه ای بود.
The students fervently studied for their final exams.
دانشجویان با شور و شوق فراوان برای امتحانات نهایی خود مطالعه کردند.
She fervently defended her beliefs in the face of criticism.
او با تمام وجود در برابر انتقاد از باورهای خود دفاع کرد.
He fervently worked towards achieving his career goals.
او با تمام وجود برای دستیابی به اهداف شغلی خود تلاش کرد.
The community fervently supported the local charity event.
جامعه محلی با شور و شوق از رویداد خیریه محلی حمایت کرد.
pray fervently
دعا کنید با اشتیاق
support fervently
حمایت کنید با اشتیاق
believe fervently
با اشتیاق باور کنید
Subsequently,the fivesome headed overseas,where it was fervently embraced in Germany and the Netherlands.
در ادامه، گروه پنج نفره به خارج از کشور رفتند، جایی که به طور جدی در آلمان و هلند مورد استقبال قرار گرفتند.
Zhao: In today's China, the modern art or design project pertinent to modernity is unflaggingly pursued and fervently shown, what is the reason for this phenomenon?
ژائو: در چین امروز، پروژه هنری یا طراحی مدرن مرتبط با مدرنیته به طور مداوم و با شور و شوق دنبال و به نمایش گذاشته می شود، دلیل این پدیده چیست؟
She fervently prayed for her family's safety.
او با تمام وجود برای سلامتی خانوادهاش دعا کرد.
He fervently believed in the power of positive thinking.
او با تمام وجود به قدرت تفکر مثبت اعتقاد داشت.
They fervently supported their favorite sports team.
آنها با تمام وجود از تیم ورزشی مورد علاقه خود حمایت کردند.
The crowd fervently cheered for the performer on stage.
تماشاگران با شور و شوق فراوان برای هنرمند روی صحنه تشویق کردند.
She fervently expressed her love for music through her performances.
او عشق خود به موسیقی را از طریق اجراهای خود با شور و شوق بیان کرد.
He fervently pursued his dream of becoming a professional athlete.
او با تمام وجود به دنبال رویای خود برای تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه ای بود.
The students fervently studied for their final exams.
دانشجویان با شور و شوق فراوان برای امتحانات نهایی خود مطالعه کردند.
She fervently defended her beliefs in the face of criticism.
او با تمام وجود در برابر انتقاد از باورهای خود دفاع کرد.
He fervently worked towards achieving his career goals.
او با تمام وجود برای دستیابی به اهداف شغلی خود تلاش کرد.
The community fervently supported the local charity event.
جامعه محلی با شور و شوق از رویداد خیریه محلی حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید