fetters

[ایالات متحده]/[ˈfetəz]/
[بریتانیا]/[ˈfetərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنجیر یا قفس برای محدود کردن کسی؛ چیزی که محدود یا باج گیر می کند.
v. محدود یا باج گیر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

break fetters

شکستن قیدها

shackles and fetters

قید و بند

mental fetters

قیدهای ذهنی

cast off fetters

رها کردن قیدها

bound by fetters

به قیدها بسته بودن

historical fetters

قیدهای تاریخی

remove fetters

حذف قیدها

economic fetters

قیدهای اقتصادی

free from fetters

رهایی از قیدها

iron fetters

قیدهای آهنی

جملات نمونه

the prisoner struggled against his physical fetters.

زندانی در برابر محدودیت‌های جسمی خود جنگید.

she felt the emotional fetters of a difficult past.

او محدودیت‌های احساسی گذشته‌ای دشوار را احساس کرد.

breaking free from societal fetters is a lifelong pursuit.

رها شدن از محدودیت‌های اجتماعی یک تلاش مادام‌العمر است.

the king's power was limited by legal fetters.

قدرت پادشاه به دلیل محدودیت‌های قانونی محدود بود.

he wanted to cast off the fetters of tradition.

او می‌خواست محدودیت‌های سنت را کنار بگذارد.

financial fetters can prevent entrepreneurial growth.

محدودیت‌های مالی می‌توانند از رشد کارآفرینی جلوگیری کنند.

the artist sought to shatter the fetters of convention.

هنرمند به دنبال شکستن محدودیت‌های عرف بود.

they were bound by invisible fetters of obligation.

آنها به دلیل تعهدات، با محدودیت‌های نامرئی در بند بودند.

the company sought to remove the fetters on innovation.

شرکت به دنبال برداشتن محدودیت‌های نوآوری بود.

historical fetters shaped the nation's identity.

محدودیت‌های تاریخی هویت ملت را شکل دادند.

he felt the heavy fetters of guilt and regret.

او سنگینی محدودیت‌های گناه و پشیمانی را احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید