constraints

[ایالات متحده]/kənˈstreɪnts/
[بریتانیا]/kənˈstreɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محدودیت‌ها یا قیود؛ پارامترهای الزامی تعیین‌شده توسط یک سیستم

عبارات و ترکیب‌ها

time constraints

محدودیت‌های زمانی

budget constraints

محدودیت‌های بودجه

legal constraints

محدودیت‌های قانونی

resource constraints

محدودیت‌های منابع

design constraints

محدودیت‌های طراحی

spatial constraints

محدودیت‌های فضایی

performance constraints

محدودیت‌های عملکرد

operational constraints

محدودیت‌های عملیاتی

technical constraints

محدودیت‌های فنی

policy constraints

محدودیت‌های سیاستی

جملات نمونه

we need to work within the constraints of the budget.

ما باید در چارچوب محدودیت‌های بودجه کار کنیم.

there are many constraints that affect our decision-making process.

محدودیت‌های زیادی وجود دارد که بر فرآیند تصمیم‌گیری ما تأثیر می‌گذارد.

time constraints can lead to rushed decisions.

محدودیت‌های زمانی می‌تواند منجر به تصمیمات عجولانه شود.

we must consider the constraints of the project timeline.

ما باید محدودیت‌های جدول زمانی پروژه را در نظر بگیریم.

legal constraints can impact business operations significantly.

محدودیت‌های قانونی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر عملیات کسب و کار داشته باشد.

understanding the constraints is crucial for effective planning.

درک محدودیت‌ها برای برنامه‌ریزی مؤثر بسیار مهم است.

she managed to achieve her goals despite the constraints.

او با وجود محدودیت‌ها توانست به اهداف خود دست یابد.

we are facing constraints related to resources and manpower.

ما با محدودیت‌های مربوط به منابع و نیروی انسانی روبرو هستیم.

the constraints of the environment must be taken into account.

محدودیت‌های محیط زیست باید در نظر گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید