fiefdom

[ایالات متحده]/'fi:fdəm/
[بریتانیا]/ˈfifdəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قلمرو فئودالی
Word Forms
جمعfiefdoms

جملات نمونه

He ruled over his fiefdom with an iron fist.

او بر قلمرو خود با دست آهنین حکومت می‌کرد.

The powerful baron controlled a vast fiefdom.

بارون قدرتمند یک قلمرو وسیع را کنترل می‌کرد.

The king granted the knight a fiefdom for his loyalty.

پادشاه به دلیل وفاداری شوالیه را به یک قلمرو بخشید.

The fiefdom was passed down through generations.

قلمرو از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

The nobleman's fiefdom was known for its fertile lands.

قلمرو اشراف به دلیل زمین‌های حاصلخیزش مشهور بود.

The vassals swore allegiance to their lord in the fiefdom.

خدام در قلمرو به ارباب خود وفادار بودند.

The fiefdom had its own set of laws and customs.

قلمرو مجموعه قوانین و رسوم خاص خود را داشت.

The fiefdom was a stronghold of power in the region.

قلمرو یک سنگر قدرت در منطقه بود.

The peasants toiled the fields in the fiefdom.

دهقانان در قلمرو در مزارع کار می‌کردند.

The fiefdom was a realm unto itself.

قلمرو یک قلمرو جداگانه بود.

نمونه‌های واقعی

Okay, but don't be surprised if she thinks you're trying to gain control of her little fiefdom.

باشه، اما تعجب نکنید اگر فکر کند شما سعی دارید کنترل قلمرو کوچک او را به دست بگیرید.

منبع: 2013 ESLPod

The word " fiefdom" (fiefdom) refers to an area of land belonging to someone with a lot of power.

کلمه " قلمرو" (fiefdom) به منطقه‌ای از زمین اشاره دارد که متعلق به کسی با قدرت زیاد است.

منبع: 2013 ESLPod

It was based entirely around the House of Habsburg, the family which carved out Austria as its own fiefdom.

این کاملاً بر اساس خاندان هابسبورگ بود، خانواده‌ای که اتریش را به عنوان قلمرو خود جدا کرد.

منبع: Character Profile

Isn't that what we said the first day-- no fiefdoms?

آیا این همان چیزی نیست که روز اول گفتیم - هیچ قلمرویی وجود ندارد؟

منبع: The Good Wife Season 1

The Oxyrhynchus project is its own little fiefdom.

پروژه اکسی‌رنکوس قلمرو کوچک خود است.

منبع: The Guardian (Article Version)

So I think people in the ESG space are increasingly looking at the G and saying that companies need to be well-run, not, you know, treated like individual fiefdoms.

بنابراین، به نظر من، افراد در حوزه ESG به طور فزاینده‌ای به G نگاه می‌کنند و می‌گویند که شرکت‌ها باید به خوبی اداره شوند، نه اینکه مانند قلمروهای جداگانه مورد استفاده قرار گیرند.

منبع: Financial Times Podcast

His family (and, most importantly, his heir) stayed in Edo whenever the daimyo left to look after his fiefdom and they were basically hostages of the shogun to ensure that the lord behaved himself.

خانواده‌اش (و مهم‌تر از همه، وارثش) در دوره ادو می‌ماندند هر زمان که دایمیو برای مراقبت از قلمرویش می‌رفت و اساساً گروگان شوگان بودند تا اطمینان حاصل کنند که ارباب رفتار خوبی داشته باشد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Here, and in modern usage, " fiefdom" refers to an area that you are responsible for and that you are very territorial about, an area of responsibility that you don't want anyone else interfering with.

در اینجا و در استفاده مدرن، "فئودالیسم" به منطقه‌ای اشاره دارد که مسئول آن هستید و در مورد آن بسیار حس مالکیت دارید، منطقه‌ای از مسئولیت که نمی‌خواهید هیچ کس در آن دخالت کند.

منبع: 2013 ESLPod

Despite attempts by the current Indian  government to struggle against this system, it persists in various ways today. During the Vedic period, the small fiefdoms that dominated the area became large  political entities with complex bureaucracies.

با وجود تلاش‌های دولت هند فعلی برای مبارزه با این سیستم، این سیستم امروز به روش‌های مختلف ادامه دارد. در دوره ودی، قلمروهای کوچک که بر منطقه مسلط بودند، به نهادهای سیاسی بزرگ با بوروکراسی‌های پیچیده تبدیل شدند.

منبع: Charming history

In fact his father and grandfather, respectively Vince McMahon senior and Jess McMahon, were wrestling promoters in the sport's early ramshackle days, when it comprised a set of regional fiefdoms that did not compete with each other.

در واقع پدر و پدربزرگش، به ترتیب Vince McMahon senior و Jess McMahon، در روزهای ابتدایی و نامرتب ورزش، ترویج‌کنندگان کشتی بودند، زمانی که شامل مجموعه‌ای از قلمروهای منطقه‌ای می‌شد که با یکدیگر رقابت نمی‌کردند.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید