fiefdoms

[ایالات متحده]/[ˈfiːfdəmz]/
[بریتانیا]/[ˈfiːfdəmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزمین‌هایی که توسطlords封建lords کنترل می‌شوند؛ یک کره تأثیر یا کنترل؛ یک نظام املاک فئودالی

عبارات و ترکیب‌ها

medieval fiefdoms

دولت‌های فدایی وسطی

establishing fiefdoms

ایجاد دولت‌های فدایی

powerful fiefdoms

دولت‌های فدایی قدرتمند

fragmented fiefdoms

دولت‌های فدایی شکسته شده

former fiefdoms

دولت‌های فدایی پیشین

their fiefdoms

دولت‌های فدایی آن‌ها

rise of fiefdoms

ظهور دولت‌های فدایی

within fiefdoms

در داخل دولت‌های فدایی

controlling fiefdoms

کنترل دولت‌های فدایی

lost fiefdoms

دولت‌های فدایی از دست رفته

جملات نمونه

the medieval period was characterized by powerful feudal lords and their sprawling fiefdoms.

دور وسطی باlords封建 قدرتمند و دامنه‌های گسترده‌ای که داشتند مشخص بود.

historically, fiefdoms were granted by kings to loyal vassals in exchange for military service.

تاریخچه‌ای دارد که دامنه‌ها توسط پادشاهان به وفاداران خود به عنوان جایگزینی برای خدمات نظامی داده می‌شد.

the rise of centralized states gradually diminished the power of these independent fiefdoms.

ظهور کشورهای متمرکز به تدریج قدرت این دامنه‌های مستقل را کاهش داد.

within each fiefdom, the lord held considerable authority over the peasants and serfs.

در هر دامنه، lord به زمین‌های کشاورزی و کارگرها قدرت زیادی داشت.

the system of fiefdoms fostered a decentralized and often fragmented political landscape.

سیستم دامنه‌ها یک منظر سیاسی غیرمتمرکز و اغلب شکسته را تشویق کرد.

the constant conflicts between neighboring fiefdoms were a source of instability in the region.

تلاش‌های مداوم بین دامنه‌های مجاور منبعی از ناپایداری در منطقه بود.

he described the company as a collection of competing fiefdoms, each with its own agenda.

او شرکت را به عنوان مجموعه‌ای از دامنه‌های رقابتی که هر کدام دارای برنامه‌ای خاص بود، توصیف کرد.

the family business had devolved into several smaller fiefdoms controlled by different relatives.

کسب و کار خانوادگی به چند دامنه کوچکتر تبدیل شده بود که توسط نزدیکان مختلف کنترل می‌شد.

the university departments often operated like isolated fiefdoms, with little collaboration between them.

بخش‌های دانشگاه اغلب مانند دامنه‌های جداگانه عمل می‌کردند، با همکاری کمی بین آنها.

despite attempts at reform, the entrenched fiefdoms resisted any changes to their authority.

با وجود تلاش‌های اصلاحی، دامنه‌های جایگزین هرگونه تغییری در قدرت خود را مقاومت کردند.

the king sought to dismantle the powerful fiefdoms and consolidate his royal power.

پادشاه تلاش کرد تا دامنه‌های قدرتمند را نابود کند و قدرت پادشاهی خود را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید