figurine

[ایالات متحده]/ˌfɪɡəˈriːn/
[بریتانیا]/ˌfɪɡjəˈriːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجسمه کوچک، مجسمه کوچک.
Word Forms
جمعfigurines

عبارات و ترکیب‌ها

collectible figurine

مجسمه کلکسیونی

ceramic figurine

مجسمه سرامیکی

clay figurine

مجسمه گلی

جملات نمونه

A glass-fronted cabinet displayed a collection of china figurines.

یک كابینت شيشه‌اي، مجموعه‌اي از مجسمه‌هاي چيني را به نمايش گذاشته بود.

A paper bird cannot stand the strong wind,and a clay figurine cannot bear the heavy rain.

یک پرنده کاغذی نمی‌تواند در برابر باد شدید مقاومت کند و یک مجسمه گلی نمی‌تواند باران شدید را تحمل کند.

Super White Porcelain, Bone China Porcelain, Stoneware and Dolomite Houseware Products, Ceramic, Polyresin and Greystone Articles, Figurines Home Appliances

محصولات سرامیکی سفید سوپر، ظروف چینی استخوان، ظروف سنگی، ظروف خانگی دولومیت، سرامیک، پلی‌رزین و مقالات گرستون، فیگورین‌ها، لوازم خانگی

We want to buy Super White Porcelain, Bone China Porcelain, Stoneware and Dolomite Houseware Products, Ceramic, Polyresin and Greystone Articles, Figurines Home Appliances

ما می‌خواهیم خرید کنیم: ظروف چینی سفید سوپر، ظروف چینی استخوان، ظروف سنگی و ظروف خانگی دولومیت، سرامیک، پلی‌رزین و مقالات گرستون، فیگورین‌ها، لوازم خانگی

selling figurines at a flea market

فروش مجسمه‌ها در بازار محلی

نمونه‌های واقعی

A friend that wasn't invisible, a pet or rubber figurine.

دوستی که نامرئی نبود، یک حیوان خانگی یا یک فیگور لاستیکی.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

You've probably guessed. I'm the figurine restorer.

احتمالاً حدس زدید. من بازسازی‌کننده فیگورها هستم.

منبع: Modern Family - Season 07

Hasbro decided to launch under this brand six new figurines, smaller and more colorful.

هاسبرو تصمیم گرفت شش فیگور جدید، کوچکتر و رنگارنگ‌تر را تحت این برند راه اندازی کند.

منبع: Cross-dimensional character story

Now I had this, uh, horse figurine collection.

حالا من این مجموعه فیگور اسب را داشتم.

منبع: Desperate Housewives Season 5

The first emperor inherited the tradition of tiny tomb figurines, and took it off the charts.

امپراتور اول سنت فیگورهای کوچک مقبره را به ارث برد و آن را از حد معمول فراتر برد.

منبع: National Geographic: The Terracotta Army of China

There are different characters divided into male and female series, and each of them has 12 different figurines.

شخصیت‌های مختلفی وجود دارد که به مجموعه‌های مردانه و زنانه تقسیم شده‌اند و هر کدام از آن‌ها 12 فیگور مختلف دارند.

منبع: Cross-dimensional character story

Archaeologists have estimated that there are more than six thousand clay figurines and horses yet to be discovered.

باستان‌شناسان تخمین زده‌اند که بیش از شش هزار فیگور و اسب گلی هنوز کشف نشده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

Archaeologists unearthed the largest known Mayan figurine factory.

باستان‌شناسان بزرگترین کارخانه فیگورهای مایا که تا به حال شناخته شده بود را کشف کردند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2020 Collection

She collects them. Like figurines or stuffed animals, you know?

او آنها را جمع آوری می‌کند. مثل فیگورها یا حیوانات اسباب بازی، می‌دانید؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

This lovely figurine you got me while you were in Bavaria.

این فیگور زیبا که وقتی در باواریا بودید برای من خریدید.

منبع: Deadly Women

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید