strips of bacon
نوار های بیکن
movie strips
نوار فیلم
strips of cloth
نوار های پارچه ای
strips of land
نوار های زمین
strips of wallpaper
نوار های کاغذ دیواری
stripping paint
کنده شدن رنگ
stripped bare
برهنه شده
strips of beef
نوار های گوشت گاو
strips of paper
نوار های کاغذ
stripping wires
کنده شدن سیم ها
we used colorful strips of paper to decorate the classroom.
ما از نوارهای رنگارنگ کاغذ برای تزئین کلاس درس استفاده کردیم.
the baker cut the dough into long, thin strips.
آشپز نان را به نوار های بلند و نازک برش زد.
he carefully removed the protective strips from the new electronics.
او با دقت نوارهای محافظ را از دستگاه های الکترونیکی جدید جدا کرد.
the fabric was woven with intricate patterns of woven strips.
پارچه با الگوهای پیچیده از نوارهای بافته شده بافته شده بود.
the child made a bracelet out of friendship strips.
کودک دستبندی از نوارهای دوستی درست کرد.
the old building had peeling paint strips on its walls.
ساختمان قدیمی دارای نوارهای رنگ پوستهدار روی دیوارها بود.
the artist used strips of canvas to create a collage.
هنرمند از نوارهای بوم برای ایجاد یک کولاژ استفاده کرد.
the conveyor belt carried strips of metal through the factory.
نوار نقاله نوارهای فلزی را از طریق کارخانه حمل می کرد.
they glued narrow strips of wood to the furniture for decoration.
آنها برای تزئین نوارهای باریک چوب را به مبلمان چسباندند.
the road was marked with reflective warning strips.
جاده با نوارهای هشدار منعکس کننده علامت گذاری شده بود.
she organized the data into manageable strips of information.
او داده ها را به نوار های قابل مدیریت اطلاعات سازماندهی کرد.
strips of bacon
نوار های بیکن
movie strips
نوار فیلم
strips of cloth
نوار های پارچه ای
strips of land
نوار های زمین
strips of wallpaper
نوار های کاغذ دیواری
stripping paint
کنده شدن رنگ
stripped bare
برهنه شده
strips of beef
نوار های گوشت گاو
strips of paper
نوار های کاغذ
stripping wires
کنده شدن سیم ها
we used colorful strips of paper to decorate the classroom.
ما از نوارهای رنگارنگ کاغذ برای تزئین کلاس درس استفاده کردیم.
the baker cut the dough into long, thin strips.
آشپز نان را به نوار های بلند و نازک برش زد.
he carefully removed the protective strips from the new electronics.
او با دقت نوارهای محافظ را از دستگاه های الکترونیکی جدید جدا کرد.
the fabric was woven with intricate patterns of woven strips.
پارچه با الگوهای پیچیده از نوارهای بافته شده بافته شده بود.
the child made a bracelet out of friendship strips.
کودک دستبندی از نوارهای دوستی درست کرد.
the old building had peeling paint strips on its walls.
ساختمان قدیمی دارای نوارهای رنگ پوستهدار روی دیوارها بود.
the artist used strips of canvas to create a collage.
هنرمند از نوارهای بوم برای ایجاد یک کولاژ استفاده کرد.
the conveyor belt carried strips of metal through the factory.
نوار نقاله نوارهای فلزی را از طریق کارخانه حمل می کرد.
they glued narrow strips of wood to the furniture for decoration.
آنها برای تزئین نوارهای باریک چوب را به مبلمان چسباندند.
the road was marked with reflective warning strips.
جاده با نوارهای هشدار منعکس کننده علامت گذاری شده بود.
she organized the data into manageable strips of information.
او داده ها را به نوار های قابل مدیریت اطلاعات سازماندهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید