filthiness

[ایالات متحده]/ˈfɪlθɪnəs/
[بریتانیا]/ˈfɪlθɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت کثیف یا ناپاک بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

moral filthiness

نجاست اخلاقی

filthiness of mind

نجاست ذهن

filthiness of heart

نجاست قلب

filthiness in society

نجاست در جامعه

filthiness breeds contempt

نجاست باعث تحقیر می‌شود

filthiness and decay

نجاست و زوال

filthiness of language

نجاست زبان

filthiness of environment

نجاست محیط زیست

filthiness and vice

نجاست و فساد

spiritual filthiness

نجاست معنوی

جملات نمونه

the filthiness of the streets is alarming.

بدی و کثیفی خیابان‌ها نگران‌کننده است.

we must address the filthiness in our environment.

ما باید به مشکل کثیفی در محیط زیست خود رسیدگی کنیم.

his room was filled with filthiness and clutter.

اتاق او پر از کثیفی و آشفتگی بود.

filthiness can lead to health problems.

کثیفی می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

the filthiness of the water is a serious concern.

کثیفی آب یک نگرانی جدی است.

filthiness in public places can deter visitors.

کثیفی در مکان‌های عمومی می‌تواند بازدیدکنندگان را منصرف کند.

cleaning up the filthiness requires a community effort.

پاک کردن کثیفی نیازمند تلاش یک جامعه است.

they were shocked by the filthiness of the abandoned building.

آنها از کثیفی ساختمان متروکه شوکه شدند.

filthiness is often a sign of neglect.

کثیفی اغلب نشانه بی‌توجهی است.

the filthiness of the kitchen made cooking difficult.

کثیفی آشپزخانه آشپزی را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید