finer

[ایالات متحده]/ˈfaɪnər/
[بریتانیا]/ˈfaɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با کیفیت بالا یا عالی

عبارات و ترکیب‌ها

finer details

جزئیات دقیق‌تر

finer points

نکات ظریف‌تر

finer texture

بافت ظریف‌تر

finer things

چیزهای ظریف‌تر

finer taste

طعم ظریف‌تر

finer quality

کیفیت بهتر

finer grain

دانه ظریف‌تر

finer line

خط ظریف‌تر

finer print

چاپ ظریف‌تر

جملات نمونه

she has a finer taste in music than i do.

او سلیقه‌ی موسیقی بهتری نسبت به من دارد.

he prefers finer wines over cheaper options.

او شراب‌های بهتر را به گزینه‌های ارزان‌تر ترجیح می‌دهد.

with practice, he developed a finer understanding of the subject.

با تمرین، او درک بهتری از موضوع به دست آورد.

the artist's work is known for its finer details.

آثار هنرمند به دلیل جزئیات دقیق‌ترش شناخته شده است.

she has a finer sense of style than most people.

او نسبت به اکثر مردم، حس بهتری در مورد سبک دارد.

finer points of negotiation can lead to better agreements.

نکات ظریف مذاکره می‌تواند منجر به توافقات بهتر شود.

he has a finer appreciation for art than his peers.

او نسبت به همسالانش قدردانی بیشتری از هنر دارد.

finer fabrics are often more expensive.

پارچه‌های ظریف‌تر اغلب گران‌تر هستند.

she always seeks finer solutions to complex problems.

او همیشه به دنبال راه‌حل‌های ظریف‌تر برای مسائل پیچیده است.

finer distinctions in language can change the meaning.

تمایزهای ظریف در زبان می‌تواند معنا را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید