subtler

[ایالات متحده]/ˈsʌtlə/
[بریتانیا]/ˈsʌtlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای کیفیت خوب یا ظریف؛ حساس یا درک کننده؛ زیرک یا مکار؛ باهوش یا مبتکر

عبارات و ترکیب‌ها

subtler nuances

ظرافت‌های ظریف

subtler tones

لحن‌های ظریف

subtler meanings

معانی ظریف

subtler hints

اشارات ظریف

subtler differences

تفاوت‌های ظریف

subtler flavors

طعم‌های ظریف

subtler strategies

استراتژی‌های ظریف

subtler emotions

احساسات ظریف

subtler approaches

رویکردهای ظریف

subtler expressions

عبارات ظریف

جملات نمونه

her arguments were subtler than i expected.

استدلال‌های او ظریف‌تر از آن چیزی که انتظار داشتم بود.

the painting reveals subtler emotions.

نقاشی احساسات ظریف‌تری را نشان می‌دهد.

he has a subtler approach to problem-solving.

او رویکرد ظریف‌تری برای حل مسئله دارد.

there are subtler differences in the dialects.

تفاوت‌های ظریف‌تری در گویش‌ها وجود دارد.

her humor is often subtler than it seems.

طنز او اغلب ظریف‌تر از آن چیزی که به نظر می‌رسد است.

the subtler nuances of the text are easily overlooked.

ظرافت‌های ظریف‌تر متن به راحتی نادیده گرفته می‌شوند.

he gave a subtler hint about his feelings.

او یک اشاره ظریف‌تر در مورد احساساتش کرد.

subtler flavors emerged as the dish cooled.

طعم‌های ظریف‌تر با سرد شدن غذا ظاهر شدند.

her voice had a subtler tone during the conversation.

صدای او در طول مکالمه لحنی ظریف‌تر داشت.

there are subtler cues in body language.

سرنخ‌های ظریف‌تری در زبان بدن وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید